تبليغاتX
ریحانه شیراز

پایان نامه دانشجویی

تقوا از دیدگاه سید محمد انجوی نژاد(5)

علی و تقوا 4

     تا اینجا رسیدیم که ( تراه قریبا اصله قلیقا زلله خاشعا قلبه قانعا نفسه منزورا اکله سهلا امره حریزا دینه میته شهوته مکظوما غیظه الخیر منه مامول و الشر منه مامون ) می گه می بینی آن ها را که آرزوهای نزدیک، لغزش های اندک، قلبی فروتن، نفسی قانع، خوراکی کم، کاری آسان، دینی حفظ شده و شهوتی در حرام مرده و خشمش فرو خورده است، مردم به خیرش امیدوار و از آزار وی در امانند. خوب یکی از صفاتی که مفهوم مخالف اینجا می رسونه که انسان را از تقوا دور می کند. گفتیم که تقوا یعنی فاصله خود را با گناه زیاد کردن، به معنای گناه نکردن نیست. فاصله گرفتن با گناه. لذا وقتی می گه آرزوهایش نزدیکه نه به این منظوره که انسان اگر آرزوهای دور داشته باشه این انسان گناه کرده؟ نه آرزوی دراز انسان رو در حاشیه گناه قرار می ده خط مرزی تو و گناه رو باریک می کنه. لذا می فرمایند: آرزوهاش خیلی نزدیکه وقتی باهاش صحبت بکنی یا ازش نظر بخواهی زیاد معلوم نیست برا مثلا چهار سال، پنج سال، ده سال دیگه آرزو داشته باشه. یه فرق مفهومی است اینجا بین آرزو و برنامه آقا امیرالمومنین می فرمایند باید یه جوری زندگی کنی که گویا فردا می میری این میشه آرزو و جوری زندگی کنی که گویا تا ابد زنده ای این میشه برنامه، برنامه و آرزو با هم فرق داره. شما ممکن است یک مسیری رو تا 50 سال دیگه بخوای بچینی. این آرزو فرق داره، فرقش در چیه؟ فرقش در اینه که انسان وقتی برنامه می ریزه اگر دل ببنده به برنامه میشه آرزو. آقا بنده برا 10 سال دیگه برنامه ریختم دل هم بستم که 10 دیگه زنده باشم به این برنامه برسم این میشه آرزوی دور، این با تقوا منافات داره اما نه انسان بگه برنامه می ریزم چون خداوند فرمود: مومن باید برنامه ریزی داشته باشه برا آینده اش و برنامه های طولانی لذا مومنین و مومنات در دو افراط و تفریط این وسط گیر می کنن یه عده می یان به بهانه اینکه آرزوی طولانی آرزویی است که با تقوا منافات داره، آقا امیرالمومنین نهی کردن، قرآن مسخره کرده. عاقبت اندیشی را از خودشون کنار می گذارند و لذا سرنوشت شخصی و سرنوشت حکومتی، اسلام، به عنوان یک حکومتی که باید پاسدارش باشیم این دوتا در خطر می افته طرف برنامه برا آینده اش نداره، گیر می کنه فردا یه اتفاق غیر مترقبه ای پیش می یاد گیر می کنه و مملکتش هم از دست می ره بعد می بینی که آقا اسلام و دین در خطره برا اینکه مومنین و مومنات گفتن آقا آرزوهای طولانی دنیا رو واگذار کن به اهلش این دنیا رو واگذار کن به اهلش دنیای بد است نه دنیایی که می تونی توش خدمت کنی یعنی شهوات رو واگذار کن به اهلش دنیای دنی را، دنیای پست را این تفریطی ها هستن. افراطی ها کیا هستن؟کسانی که اینقدر برای آینده برنامه ریزی می کنن که قسمت صدر کلام آقا امیرالمومنین که فرمود یک جوری زندگی کن گویا فردا می میری...........


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در  چهارشنبه 29 شهریور1385 ساعت   توسط زهرا 

دشمن شناسی از دیدگاه سید محمد انجوی نژاد (2)

علی و دشمنان 2

      دومین قسمت از بحث علی  دشمنان امشب به نگاه امیرالمومنین به دشمنان واقعی درونی ما می پردازیم. دیشب دشمنان انس و دشمنان بیرونی و در رأس اونها دشمنان سیاسی حکومتی مملکت رو بررسی کردیم امشب بحث شیطان و هوای نفس را از دیدگاه علی تحت عنوان دشمن دوم یه کلماتش رو مرور می کنیم و به هر حال هر وقت من از دیدگاه امیرالمومنین می گم به این معنا نیست که هر چه آقا گفته در حتی نهج البلاغه عرض می شه بلکه خیلی مفصل تر از این حرف هاست. از خطبه 83 بند دهم شروع می کنیم ( التحزیر من وساوس الشیطان ) هشداری که آقا امیرالمومنین می دن نسبت به وسوسه های شیطان قبل از هر چیز در همین تیتر معنای کلمه وسوسه که ریشه هایی مثل وسواس یعنی هم خانواده هایی مثل وسواس هم داره این قابل تأمله به این معنا که برخی از اوقات انسان در برخی از دام های شیطان نمی افتد لذا شیطان همون وسوسه ای رو که می خواد نسبت به گناه بکنه نسبت به ثواب و عبادت می کنه و اینقدر شخص در به جا آوردن عبادات واجبات و مستحبات معطل می شه و گیر می کنه که همین برای شیطان کافیه، لذا فرمودند اونایی که در مسائل فقهی شون مثل طهارت نجاست یا نماز یا قرائت یا مسائل دیگه وسواس دارن اینها در دام شیطانند برخی فکر می کنن اینها خیلی مقدس اند نه اینها انسان هایی هستند که فریب شیطان رو خوردند از بعد دیگه ای این در همین تیتر خوبه که بهش اشاره بشه اما متن خطبه ( اوصیکم بتقوی الله الذی اعذر بما أنذر و احتج بما نهج و حذرکم عدوا نفذ فی الصدور خفیا ) می گه شما رو توجه می دم به خداوندی که شما را بسیار ترسانده است از چیزی که باید ازش بترسید و کامل برای شما باز کرده که دشمن حقیقی شما کیست و شما را از اون دشمنی که در سینه های شما پنهانی شما را وسوسه می کند خداوند در حقیقت پرهیز داده. خوب بحث از درون سینه وسوسه کردن دو بعد داره یه بخشش بحث شیطانه دیگه خوب طبیعیه ما یک شیطانی داریم یک جنی است به نام شیطان که خودش کلی توضیح تفسیر داره و قبلا هم عرض کردیم که از کجا اومد چی شد چی کار می کنه، چه وسایلی داره، اینا یه بحث کاملا جداگانه ای است اما وقتی می گه از درون سینه به اون نفس اماره ما هم اشاره می کند یعنی غیر از شیطان خود ما هم یه نفسی داریم که این نفس به خودی خود یک سری از گناهان رو وسوسه می کند و ما رو به سمت گناه می بره مثال بارزش همین ماه رمضونه در ماه رمضان روایت موسق و دلالت متواتر اهل بیت و روایات بر این امره که از همون ثانیه اول ماه رمضون شیطان دیگه هیچگونه قدرتی نسبت به بنی آدم نداره  ... 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در  چهارشنبه 29 شهریور1385 ساعت   توسط زهرا 

دشمن شناسی از دیدگاه سید محمد انجوی نژاد

علی و دشمنان 1

      شب 13 آبان هستیم و امشب و فردا شب رو بنا به موضوعیتی که درش قرار داریم باز همون نگاهی که آقا امیرالمومنین داشت به وضعیت جامعه که این نگاه یک نگاه جهانی و ابدی است یعنی منوط به زمان آقا امیرالمومنین نمی شه و الآن و سالیان بعد تا زمانی که امام زمان ظهور کنن این کلام ها برای ما حجته لذا امشب و فردا شب رو می پردازیم به علی و دشمنان که ببینیم که آقا امیرالمومنین دشمنان رو کی می دونند بعد نحوه تسلط ما بر دشمنان رو در چه راههایی می بینن و همچنین اگر دشمنان بر ما مسلط بشن چه اتفاقی می افته و روش های برخورد با دشمنان و اگر رسیدیم به دشمن نفس هم می پردازیم. خوب مهم ترین امر در دشمن و برخورد با دشمن، دشمن شناسی است یعنی دشمن رو بشناسیم و برامون جا بیفته که دشمن کیست، چگونه کار می کند و چگونه می شه با اون مقابله کرد اگر در بحث های نظامی شما دقت کرده باشید مهم تر از خود عملیات، اطلاعات قبل از عملیات است یعنی مهم تر از خود عملیات برا ما مهم تر اینه که بریم عکسبرداری کنیم ببینیم که مواضع دشمن چی جوریه، چه جاهایی دشمن قویه، چه جاهایی آسیب پذیره و از قسمت های آسیب پذیر به قول بچه های جنگ راهکارها رو قفل کنیم می گیم از اونجا باید عملیات بشه خیلی مسائلی غیر از خود جنگ در حواشی جنگ با دشمن است که از خود جنگ بسیار مهم تره یکیش همین اطلاعات عملیاته. دوم رفع موانع یعنی تخریب (در جنگ نظامی فعلا داریم می گیم) سوم نحوه مقابله با پاتک دشمن چهارم بحث شبیخون پنجم... ششم..الی آخر که اینها بسیار مهم است حواشی بحث جنگ اینا مهم تره حالا جنگ نظامی که نیست الآن جنگ جنگ سرده، در جنگ سرد آقا امیرالمومنین چه توصیه هایی می کنن چون برای جنگ نظامی خود امیرالمومنین توصیه هایی دارن توصیه های تاکتیکی و فنی که به دو جهت به اونها نمی پردازیم. جهت اول اینکه وضعیت نظامی جهان تغییر کرده یعنی توصیه های تاکتیکی نظامی مال همون لشکر روبروی امیرالمومنین است


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در  چهارشنبه 29 شهریور1385 ساعت   توسط زهرا 

اعتماد از دیدگاه سید محمد انجوی نژاد

علی و اعتماد 2

     قسمت دوم بحث علی و اعتماد که دیشب عرض کردم اعتماد در کلام امیرالمومنین سه قسمت می شه 1. اعتماد به خود 2. اعتماد به خلق 3. اعتماد به خداوند تبارک و تعالی اعتماد به خود رو تا حدودی خدمتتون عرض کردیم الآن سراغ بحث اعتماد به خلقیم که تا اواسط نامه 52 خدمتتون قرائت شد ادامه اش رو خواهیم داشت و قال علی(ع): ( و لیکن أحب الامور إلیک أوسطها فی الحق و أعمها فی العدل و أجمعها لرضی الرعیه فإن سخط العامه یجحف برضی الخاصه و إن سخط الفاصه یغتفر مع رضی العامه) می فرمایند دوست داشتنی ترین چیزها در نزد تو اونهایی است که میانه باشد وسط باشد و در عدل فراگیرترین و در جلب خوشنودی مردم گسترده ترین که همانا خشم عمومی مردم خشنودی خواص و نزدیکانی را از بین می برد و اما خشم خواص را خوشنودی همگان بی اثر می کند. اینجا یه بحثی داره در ارتباط کسی که با مردم در ارتباطه نسبت یه دو گروه عام و خاص یعنی عوام عموم مردم خواص یعنی نزدیکان، نزدیکان به معنای نزدیکان علمی نیست بگیم یعنی خواص یه جامعه اساتید دانشگاه روحانیت بزرگان علما نه بحث خواص اینجا بحث نزدیکان است یعنی کسانی که قوم و خویشند قوم و خویشها اطرافیان دوستها آشناها را اینجا امیرالمومنین خواص نام می برند خواص اینها هستند. می گه در برخورد خودت حواست باشه اگر ..........


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در  چهارشنبه 29 شهریور1385 ساعت   توسط زهرا 

توبه از دیدگاه سید محمد انجوی نژاد

علی و توبه

     در پی صحبت هایی که شب های گذشته داشتیم پیرامون نگاه آقا امیرالمومنین به مسائل مختلف اجتماعی اخلاقی جامعه ما امشب رو بپردازیم به بحث علی و توبه که ببینیم کلمه بسیار زیبای توبه از کلام امیرالمومنین چگونه استخراج می شود و ما چقدر در مسیر اون توبه قرار داریم که امیرالمومنین فرموده: به لحاظ اینکه شب جمعه دیگه شب قدره و شاید دیگه برا این حرف ها یه کم دیر باشه البته نه برای عموم بلکه برای خواص، خواص قبل از شب های قدر کارشون رو کاملا انجام دادن و شب های قدر رو شب راز و نیاز با خداوند و ارتباط قلبی با خداوند می دانند و اونهایی که خاص الخاصند قبل از ماه رمضون کارهاشون رو انجام دادن در ماه رجب و شعبان و به هر حال چه خاص الخاص باشیم چه خواص امشب از این باب اگر گوش بدیم شاید بد نباشه خوب نگاه امیرالمومنین به توبه سه نگاه است در نهج البلاغه یک نگاه خیلی عامیانه و خیلی پر از مهر و محبت و سرشار از امید و با آینده شیرینی است که برای انسان هایی است که گناه می کنند و توبه می کنند و باز که گناه کردند با شرمندگی توبه می کنند و توبه را ترک نمی کنند و گناه هم می کنند. به هر حال توبه هاشون زیاده ولی گناه که می کنند شرم دارند. گروه دوم برای انسان هایی است که گناه نمی کنند، کمتر گناه می کنند، لذا نیاز به توبه احساس نمی کنند فکر می کنن خداوند تبارک و تعالی کم گناه کردن یا زیاد گناه کردن رو ملاک توبه قرار داده. گروه سوم کسانی که بسیار وقیح شده اند و توبه را فقط در حد یک کلام و استغفرالله می دونن و احساس نمی کنن که برای توبه یک شرایطی غیر از اون ذکر عربی که بر زبان می آریم هم لازمه. پس اگر صحبت های امیرالمومنین امشب دیدید یه کم با هم فرق داشت بدونید مخاطباش با هم فرق داره و این مخاطب شاید الآن در جمع ما باشه، شاید هم نباشه هر سه نوعش.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در  چهارشنبه 29 شهریور1385 ساعت   توسط زهرا  | 

تقوا از دیدگاه سید محمد انجوی نژاد(4)

 .... همان قدر مثلا از امتحان یا تعب عبادت لذت می برد که از بقیه مسائل مادی بحث هایی که مثلا در صوفیه مطرح می شه می گه آقا چرا تو نماز نمی خونی؟ می گه ما دیگه وصل شدیم و اصل دیگه نیازی به نماز نداره نماز برای وصله عین عبادت یکی از بزرگان صوفیه اینطوری می گه بعد از 35 سال عبادت خداوند تعب نماز را از من برداشت. اسم نماز رو می ذاره تعب یعنی سختی نماز تو معلومه این 35 سال شیطون رو عبادت می کردی که به نماز می گی تعب خدا رو عبادت کنی نماز تعب نیست که می گه تو بلا و سختی هم انفسشون گویا که داره لذت می بره. همین الآن یه عده ای نشستند پای تلویزیون دارن لذت می برن، یه عده ای در بستر گرم خوابیدن دارن لذت می برن تو هم پاشدی اومدی اینجا تو هم داری لذت می بری این می شه معنای این جمله تو این قسمتش فعلا امشب تو متقی ای.      لذت می برد از دین، از عبادت، از بلا و از سختی همانطوری که لذت می برد از چیز هایی که مثلا بقیه بهش می گن مشکلات برا خودش حل کرده لذا این شخص هیچ وقت از خدا و دین خسته نمی شه، زده نمی شه بر اینکه همیشه در حال لذت بردنه. دین رو ازش بگیرن، یه مقدار از لذت بردنهاش ازش گرفتن. کسی که عبادتش عبادت آبداره، عبادت با طراوته این شخص هیچ وقت نمی تونن ازش بگیرن. کسی که وقتی داره دعا می خونه اینجوری هی به صفحه آخر نگاه می کنه چند صفحه مونده این رو می شه حالا می شه بهش بگی دعا نخون خوشحال بشه بگن آقا این دعا رو برا تو ثوابشو نوشتیم نمی خواد بخونی سریع بره بذاره کنار ولی کسی که همینجوری وقتی که داره می خونه لذت می بره از دعا این رو با چه قیمتی می خوایم دعا رو ازش بگیریم آقا ثوابش برای تو بسه نخون می گه خیلی ممنون آقا دست شما درد نکنه داریم لذت می بریم ها مثل اینکه بگید یه کسی نشست پای یه سفره چرب و نرمی بوقلمون سرخ کرده گذاشتند جلوش خیلی ردیف ویتامین و پروتئین و همه چی هم داره، بیای بگی آقا ما یه قرصی داریم همون ویتامین و پروتئین هم داریم تو مگه برا قوت نمی خوری می گه نه فقط برا قوت برا لذت هم می خورم. عبادت نه فقط برای ثواب برا لذت هم عبادت می کنم ( ولولا  الاجل الذی کتب الله علیهم لم تستقر ارواحهم فی اجسادهم طرفه عین ) اینقدر از دنیا بریدند و اینقدر شوق لقاء پروردگار و رسیدن به اون بالا بالاها رو دارن اگه نبودکه ما خودمون روح اینا رو تو بدنشون به زور نگه داشتیم یه لحظه اگر روح رو ولش کنیم طرفته عین به یه چشم به هم زدن روح از بدن جدا می شه روح از بدن جدا می شه فارغ می شه. خیلی از علما، علمای ماضی و علمایی که الآن هستند و بزرگان نه فقط علما بزرگان پینه دوزه، خیاطه، آشیخ رجبعلی... زنده است. اینا می گن رسما می گن آقا ما خیلی وقت ها وقتی می خواهیم زندگی کنیم به زور روحمون رو تو بدنمون نگه داشتیم می دونی چرا ما اینقدر عاشق نمازیم؟ برا اینکه تو نماز خدا بهمون اجازم می ده بدن رو واش کنیم روح به پرواز در میاد. روح به پرواز در می یاد وقتی روح به پرواز در اومده خیلی چیز عجیبی نیست می گن آقا امیرالمومنین تیر از پاش کشیدن نفهمید، خوب این روحش تو بدنش نیست چی جور باید بفهمه. ما الآن خیاط و بقال و فلان داریم که می گه من خیلی راحتم وقتی نماز می خونم پرواز می کنم اون وقت تو توقع داری علی موقع نماز روحش تو بدنش باشه؟ وقتی به سمت نیکی ها می رن با شوق می رن نه با کراهت و ده تا فحش به خودش که نمی دونم خاک بر سرت کنن شب عید فطره پاشو بریم دیگه زشته فلانی اگه نریم چی چی می گه نه وقتی می خواد بره برا ثواب شوق داره جلوش رو نمی شه بگیری گریه می کنه، زاری می کنه، آقا تورو خدا من رو بذارید برم شوق داره به سمت ثواب ( وخوفا من العقاب ) از اینکه یک جوری بخواد خداوند رو بخواد (برنجاند) می ترسه خوف داره نه فقط عقاب  عقاب بعضی وقت ها فکر می کنی یعنی بری جهنم خوب این جهنم معلوم نیست که شما برید جهنم ( عظم الخالق فی انفسهم فصغر ما دونه فب اعینهم ). به رمضون و غیر رمضون کار نداره خدا در چشمش بزرگ است در خطبه ای دیگر امیرالمومنین اینجور شروع می کنه ( وکان لی اخ ) یه داداشی داشتم در قدیم ها که این اخ رو بعضی از علما تعبیر کردن به پیغمبر ولی خیلی از علما گفتند نه معلوم نیست کیه کسی که در تاریخ اسمش نیست سلمان و ابوذر هم نیستند چون اسم می برد. معلومه که یه برادری علی داشته و به این برادر خیلی علاقه داشته و از اون گمنام ها بوده برخی از بزرگان ما یه دونه مونس دارن هیچ کس نمی شناسه هیچ کسی نزدیک ها شاید بشناسن شاید بعد می گه که آن چیزی که اورا در چشمش بزرگ کرده بود این بود که همه چیز غیر از خدا در چشمش خوار و کوچک بود این خیلی مهمه نظر، نظر خدا همه چیز تمام دنیا غیر از خدا باشه در نظر من کوچکه دنیا رو به من پیشنهاد کنن اموالش و مالش و هر چی نه نه ببینیم خدا می پسنده یا نه آقا از کمیت و کیفیت نگو از رضایت بگو با رضای خدا جور در می یاد؟ آقا من شک دارم اجازه دارم استخاره کنم؟ استخاره دیگه چه مدله تو این دوره و زمونه دیگه استخاره هم می کنن و اسم جدیدا دیگه استخاره کامپیوتری هم اومده نمی دونم حالا این درسته یا نه اما می دونم که استخاره کردن یه نفس می خواد یعنی اون کسی که استخاره می کنه خیلی مهمه. استخاره یه نفس می خواد تو اینترنت، اینترنتی که مال صهیونیسته استخاره چقدر جواب می ده نمی دونم. اصلا این سیستم مال صهیونیسته دیگه مال صهیونیسته یا هو همون یهو است خدای یهودی ها سیستم مال صهیونیسته تو این چه جوری جواب می ده استخاره البته استفنا کردن از بعضی از مراجع اجازه دادن ولی استخاره های مهمتون رو با این نگیرید یه دفعه می بینید چپه در اومد دیگه به من ربطی نداره. نفس می خواد استخاره اون کسی که استخاره می کنه خیلی مهمه. اون دستی که می ره روی قرآن خیلی مهمه تا یه سیستم برنامه ریزی که یه کسی نشسته تو معلوم نیست با چه دینی با چه دست نجسی نشسته برنامه ریزی کرده اون سیستم برای تو استخاره بگیره. با اینکه یه انسان پاکی قرآن باز کنه خیلی فرق داره. بله آقا استخاره هم می کنیم چرا؟ می خوایم ببینیم خدا راضیه یا نه شک دارم، چه می دونم این کار شبهه داره. همه چیز در نزدش کوچک است مگر خدا، اسم خدا رو که می شنوه مو به تنش سیخ می شه. حالا همام داره گوش می ده ( فهم والجنه کمن قدر آها ). می دونی با بهشت چه جوریه؟ گویا بهشت رو می بیند نقد نقد نمی گه. امشب که اومده اینجا نشسته داره احساس می کنه تو عرش چه اتفاقی داره می افته. از یه جهت امشب از شب های قدر بالاتره چرا بالاتره؟ برا اینکه خداوند می گه که در شب عید فطر به همون تعدادی که از اول ماه رمضون تا آخر ماه رمضون بخشیدم دوباره می بخشم. یعنی از جهت رحمت خدا شبهای قدر تعداد زیادی رو می بخشه. این 3 تا با 27 شب دیگه رو با هم جمع کن به همین تعداد امشب می بخشه. پس معلومه امشب از جهت بخشش امشب از شب قدر هم بالاتره. چه ولوله ای تو عرش می شه نمی دونیم ما ولی متقین می بینند، احساس می کنند. احساس می کند چه ولوله ای می شه لذا بهشت براش نقد نقده اگر می خواد پا رو شهوات بگذاره براش نقد نقده خیلی زشته برخی از معتادهای مواد مخدر دو سه روز نمی کشند با درد با رنج دوسه روز نمی کشن یا حتی بعضی هاشون می رن ترک می کنن به چه امید؟ به این امید که دوباره بکشن، اون لذت اولیه رو داشته باشن چون لذت کمرنگ شده ببین اون می تونه ما نمی تونیم نسبت به بهشت همچنین کاری بکنیم چرا ما اینقدر بهشت رو نسیه می دونیم بلکه نقد نیست در چشممون می گه که در چشم اونا نقده متقین بهشت را می بینند، جهنم رو می بینند ( فهم فیها منعمون ). همین الآن در بهشت غرق نعمتند ( وهم فیها ). همین الآن تو بهشند فقط این بهشت یه کمی براشون مجازیه یه کمی من اطلاع دارم بعضی از خوبان وقتی خواب می رن در خواب می رن تو بهشت چرخ می زنن حال و احوال و صفا با پیغمبر و علی اکبر و فلان و ... قشنگ می چرخن با امام حسین(ع) کارهاشون می کنن، بر می گردن.      آقا ما چکار کنیم اینجوری بشیم؟ از گناه فاصله بگیر، نگفتم گناه نکن ها از گناه فاصله بگیر، فاصله بگیر چشمت هم به گناه نیفته به همین راحتی. می گه آقا من اصلا جایم  می بینم می رم می بینم بابا وضعیتم بهتر شده، نعمت ها بیشتر شده. بعضی وقت ها می رم می بینم چند تا از کارها خراب کردم وضعیتم یه کم افت کرده. نمودار صعود و نزولشون در بهشت در نزد خداوند پرونده شون رو نه که فکر کنن احساس می کنند. با چشم سر می بینند حالا تو مکاشفه یا تو خواب با چشم سر می بینند. حضرت آقای سلطانی می گفت در نجف اشرف دو رکعت نماز وتیره خوندم سلام آخر به جای سه تا سلام یه سلام دادم یه دفعه مکاشفه حاصل شد تو بهشت مقاممو بهم نشون دادن دیدم دوتا نعمت بزرگ از دستم رفت خدایا اینا چیه کسی که اونجا صاحب کار بود گفت آقا این دوتا سلامی که حذفش کردی همینا بود. رفت 8 ثانیه می شدها تسبیحات اربعه می شه یکی بگی؟ یکی بگو ولی عقل هم خوب چیزیه مگه چقدر طول می کشه آقا بیا الآن نیت کن به تمام رکوع و سجود های نمازت یه دوه الحمدلله اضافه کن خیلی سخته؟ نمی فهمیم بعضی وقت ها نمی فهمیم. وقتی آمیرزا جوادآقای تهرانی بعد از اذان صبح نمازشو شروع می کنه و نزدیک به طلوع آفتاب مجبور می شه نمازشو تموم کنه ( دو رکعت نماز، یک ساعت و خورده ای ) دنبال ثواب می گرده؟ نه نقده داره می بینه مثل بازاری که مشتری زیاد داره در رو نمی بنده خانمش می گه بابا مثل اینکه 4 بعد از ظهره نهار نمی خوری؟ روده بزرگ ما روده کوچک رو خورد. می گه خانم نشد اصلا همینجوری مشتری می اومد خدا امروز برکت داده بود نمی تونم درو ببندم. متقین در عبادت رو نمی تونن ببندن نم تونن. داره راه می ره با خودش می گه چرا من بیکارم دارم راه می رم زبونش شروع می کنه کار کردن دلش شروع می کنه به کار کردن، فکرش شروع می کنه به کار کردن، یه سری به آسمون بلند می کنه فکر می کنه یه سری به زمین نگاه می کنه فکر می کنه بیکار نمی تونه بشینه. اون کسی که متقیه اصلا نمی تونه در عبادتخونه اش رو ببنده خیلی براش سخته اگر نبود که نماز جماعت یک وظیفه است برا روحانیت خیلی از بزرگان ما اهل نماز جماعت نبودن برا اینکه این نماز ها باید تند بخونی اصلا اذیت می شه. اونوقت ما کسانی رو داریم با ماشین از 15 کیلومتر اونورتر با سرعت می یاد فلان جا بریم نماز جماعت رو تندی می خونه تموم. نماز جمعه رو می گه باید برم بهم واجبه فلان. با ماشین می ره شهر بغل دستی که این خطبه اش کمتر طول می کشه. این عبادت، عبادت خیلی زشتیه اما اینا اینطوری نیستن جنت. رو در مقابلشون می بینن حساب رو می بینن زیاد شد نقد نقد هیچ دانش آموزی اول دبیرستانی برا کنکور نقد نمی خونه. شما همتون گذروندید. هر چی پدر و مادش می گن از الان شروع کن نه اما 3 ماه مانده به کنکور می بینی نقد می خونه چون کنکور نزدیکه مطمئنی کنکور نهاییت نزدیک نیست، مطمئنی وقت پیدا می کنی آخرش و بعد هم این حساب کتابش با کنکور خیلی فرق داره کنکور محدودیت داره. 10 تا 15 تا کتاب رو می خونی تمومه دیگه. این رو می گه آقا تو 6 ماه می خونم تو 9 ماه می خونم اینکه 20 تا کتاب نیست که سر و ته نداره بینهایته عبادت ( وهم و النار کمن قدر ا ها فهم فیها معذبون. ). می گه آقا به آتش هم که می رسن گویا دارن می بینن باز اینا در آتیشن که وقتی که گناه می کنن اگه یه وقتی گناه کردن خودشون رو در آتش می بینن ذوب می شه اشک می ریزه زانوهاش می لرزه، مریض می شه می افته بیچاره می شه جلوش غیبت می کنن می شنوه مریض می شه تب می کنه تبش به آخرتش بسته است نه به دنیاش بعضی ها به دنیاشون بسته است یه میلیون ضرر کنن یه درجه تب دارن دو میلیون دو درجه .... این نه تبش به آخرتش بسته است یه گناه بکنه یه درجه تب می کنه، دوتا گناه بکنه دو درجه حرارت بدنش  می ره بالا، ضعیف می شه ( قلوبهم محزونه ) در قلبهاشون همیشه حزن است. حزن از تقصیر در برابر خدا ( وشرورهم ) مردم از شرشون در امانند اهل خلافکاری نیستن. ابدا به قانون هم کاری نداره ها خلاف نمی کنه آقا این آدم سالمیه دزدی نمی کنه خلاف نمی کنه پشت چراغ قرمز وامی ایسته رعایت می کنه به هیچ چیزی شر نمی رسونه نه فقط به انسانها به حیوونا هم شر نمی رسونه جلوی امام حسین(ع) شلاغش رو محکم زد بر تن قاطرش امام صداش زد گفت بیا اینجا تو خجالت نمی کشی گفت آقا مگه چکار کردم این خررو زدیم دیگه آقا فرمودند رحم داشته باش همین فردا جلوت رو می گیره این نگیره خدا مدعی العمومه اگر روز قیامت خرها رو تو صراط راه ندن که نمی دن خدا مدعی المعمومه به چه حق مخلوق منو زدی رعایت قوانین می کنه اهل تقلب نیست، اهل ریا نیست، اهل رشوه نیست، اهل مسائلی که باعث می شه خلق ازش متئذی بشن نیست، قوانین حتی راهنمایی رانندگی رو هم رعایت می کنه. ( شرورهم مامونه ) کسی از شر اینها معذب نیست. در روایت داریم اگر بنده ای از دنیا بره مدام تو تشییع جنازه اش بگن ما که ازش بدی ندیدیم هر کی می خواد باشه خدا می بخشدش هر کی می خواد باشه. ما ندیدیم گناه کنه گناه می کرده ها توخفا بوده ماندیدیم گناه کنه ما ازش بدی ندیدیم، خداوند می فرماید هر کی باشه ببخشیدش. بنده ای که خلق من رو اذیت نکرده، از شرش خلق من ایمن بوده، این بنده رو چرا من باید عذاب کنم. به خودش ظلم کرده بدبخت می ریم تو بهشت حالا یه کاریش می کنیم تو بهشت یه کم نعمت هاش رو کم می کنیم غصه بخوره. چرا باید عذابش کنم مردم ازش راضیند ما ازش بدی ندیدیم. نه با زبونش مارو رنجوند، نه با پولش مارو رنجوند، نه با مقامش مارو رنجوند، خدا خیرش بده. همین رو بگن کافیه ( واجسادهم نحیفه ) جسمهای لاغر دارند ( وحاجاتهم حنیفه ) ازش سوال کنن عاقبتت چیه؟ زیاد چیزی نداره بگه. دو سه تا چیز کوچولو داره اینا هم بیشتر معنویه. حاجات زیادی نداره. می گه سلمان می خواست از دنیا بره اشک می ریخت کنار بستر سلمان گفتم سلمان چرا گریه می کنی؟ شنیدم از رسول خدا کسی که اموال دنیا رو دور خودش جمع کرده باشه روز قیامت این اموال سنگینی و وبال گردنش می شه می گفت نگاه کردم دیدم 4 تا دیوار گلی، دوتا کاسه گلی، یه کاسه مسی، یه لیوان، دو سه تا هم پارچه برای زیرانداز و روانداز، کل اموالش اینه. گفتم با اینا عجب ما بعضی هامون دو تا قالی می اندازیم رو همدیگه چهجوری می خواهیم جواب بدیم فقط جوابه ها نه عذاب می گه همین جواب آدم رو اذیت می کنه هر چه قدر سبکبارتر سبکبالتر. مال دنیا وباله حساب پس دادنش الافی داره. به خفیف بودن اموال عادت کنید، اینقدر هم لذت داره. همین گوشتی که خیلی ها دیگه به خاطر پروتئینش دارن می خورن چون همیشه داره می خوره صبح و شب داره گوشت می خوره لذتی براش نداره دیگه حالا برا پروتئینه یه عده ای که ماهی یک بار گیرشون می یاد همچین با لذت می خورن عشق می کنن کیف می کنن.

خفیف بودن اموال باعث می شه تو لذتت بیشتر بشه وقتی یه عمر پیاده راه بری، هفته ای 4 روز پیاده راه بری اون دوسه روزی که سوار ماشین بشی بیشتر لذت می بری و اینا عادی می شه. اگه می خواید از دنیا هم لذت ببرید اهل کم لذت بردن باشید، لذت رو آنی و یه دفعه نبرید. یه دفعه لذت ببری روزیت رو خدا تندی بهت می ده بعد هم می میری می ری دنبال کارت. یکی از بزرگان نقل میکرد که پادشاهی بود که این پادشاه سقایی داشت که این سقا 115-116 سالی سنش بود. یه روز صداش زد گفت سقا بیا اینجا ببینم، گفت بفرمایید، گفت بگو ببینم تو چند تا پادشاه رو دیدی؟ گفت 9 تا پادشاه رو دیدم، سقایی 9 تا پادشاه رو کردم. گفت آخه چرا اینطوریه 9 تا پادشاه سقایی کردی چکار؟ گفت ببین روزی هر کسی یه وزنی داره، این روزی رو اگر زود بخوری زود می میری، اگر چیکه چیکه بخوری عمرت هم زیاد می شه. من هم روزیم اندازه شماست، شما می آیید تند تند می خورید زود می میرید. من همین جوری دارم با این آب روزی می خورم. گفت خیلی خوب سه چهار روز بعد گفتش برید به این سقا 5000 درهم جایزه بدید یه خونه مرتب و 5000 درهم و یه مشت غذای ولم هم ببرید در خونه اش بگذارید، گفتند چشم این کارو کردن سه روز بعد خبر رسید سقا مرد. گفت راست می گفت روزی رو که چیک چیکه به آدم می دن عمر آدم دراز می شه. یه دفعه که روزی می دن آدم عمرش کن می شه. می گه ( حاجاتهم خفیفه ) خیلی کم از خدا چیزی می خوان و چیزی جمع می کنن ( وانفسهم عفیفه ) از عفت همانقدر لذت می برند و بلکه بسیار بیشتر از عفت لذت می برند که برخی از مردم از شهوت همونقدر که عده ای از چشم چرانی لذت می برند اینها به مراتب بیشتر از اینکه سرشون رو می اندازن پایین لذت می برن کیف می کنه. چشم چران دنبال شادیه، این هم دنبال شادیه شادی تو اینه تو اون نیست، تو اون اضطرابه، بدبختیه، از کار و زندگی افتادنه، کنکور قبول نشدنه، درس نخوندنه، از خانواده افتادنه،بد خلقیه، بد اخلاقیه، فکر مشغول شدنه، بد خوابیه، لذت نداره که همه هم می دونن پاش درد می گیره بس که راه می ره تو خیابون، ورم مفاصل می گیره. کفش باید هر دو ماهی یه بار عوض کنه، عینکی می شه اینور داره لذت می بره. می گه اینا وقتی ترک گناه می کنن لذت می برن ( انفسهم عفیفه ) از عفت لذت می بره، همونقدر که اون غربی تمام لباسش رو که متر کنی 45 سانت بیشتر نمی شه رو هم رفته مساحتش این 6 متر لباس می پوشه بالا و پایین قشنگ می بنده محکم کیف می کنه لذت می بره همونقدر که آن کسی که اینقدر ادای حیوونا رو در آورده که باورش شده حیوانه و تمدن را در لخت بودن می بینه اون داره لذت می بره. به مراتب اون کسی که عفیفه است لذت می بره، کیف می کنه، از غمض عین، از کنترل زبان، از کنترل چشم، از کم خوراکی، از کم خوابی لذت می بره. پر خوابی لذت نداره آقا 10 ساعت 12 ساعت می خوابه بعد هم پامی شه تا 2 ساعت دهنش این هوا بازه. اما می بینی طرف 3 ساعت 4 ساعت می خوابه شارژ بلند می شه شارژ اقا ما خوابمون زیاده چه جوری نماز شب حالا قضاشو می خونیم پاشو حالا 2 شب 3 شب قول بهت می دم 7 شب پشت سر هم پاشو حالا که سحرها پا می شدی اینو ترکش نکن اگر رمضان برای تو تاثیرات فیزیکی هم نداشته باشد دیگه چه توقعی، تاثیرات روحی داشته باشد. سحر یه ماه پامی شدی که از کار و زندگی افتادی؟ نه صبح هم رفتی سر کلاست 7 روز دیگه ادامه بده 20 دقیقه قبل از اذان پاشو، نمازتو بخون، بگیر بخواب، تا 6.5 -7 بخواب، می بینی که لذت داره اینورهم لذت داره، یکی از بزرگان مشاور و ندیم پادشاهی بود همیشه به این پادشاه ایراد می گرفت، آقا تو خیلی می خوابی، سحر خیز باش تا کامروا شوی. اینقدر خفت داد این پادشاه را، پادشاه لجش گرفت. سه چهار تا از این دزدهای سر گردنه رو سپرد، گفت: امشب سحر که می خواد پاشه بریزید سرش لختش کنید، یه فصل هم بزنیدش، هر چی هم پول داره بدزدید، حلالتون. همین کار رو کردن صبح پادشاه سریع اومد تو کاخ که این بابا بیاد مسخره اش کنه از راه رسید دید به به آقا دارن لخت تشریف می یارن، پول مول هم ندارن، گفت چه خبر؟ گفت: هیچی سحر از خونه اومدیم بیرون و دزدها ریختن سرمون و... گفت ا پس سحر خیزی زیاد هم کامروایی نداره. گفت: چرا، اون دزدها که سحر خیزتر از من بودن کامروا شدن. صبروا ایاما قصیره اعقبتهم راحه طویله. این دو سه روز کوتاه قصیره یعنی خیلی کوتاه. این دو سه روز خیلی کوتاه دنیا صبر می کنیم برای راحتی بسیار بسیار طولانی آخرت، چهار روز تشویق مردم و حرف مردم و تمسخر مردم و اینا اصلا براشون هیچ تاثیری نداره برای شهرت و محبوبیت و مقام و قدرت به هر دری نمی زنن و هر جنایتی رو مرتکب نمی شن هر جفنگی نمی گن، جدیدا بنام دین جفنگ می گن تا شهیر بشن برای چه؟ واقعا آدم نمی فهمه، آقا تو این حرفها رو می زنی برای چه؟ هیچ فکر کردی این لذت یه روز بی حس می شه چه جوری می خوای جواب بدی؟ صبروا ایاما قصیرا. این چند روز کوتاه صبر کن حالا نون و کباب نخور، نون و پنیر بخور چند روز دنیا رو صبر کن مگه چیزی می شه. تجاره مربحه یسرها لهم ربهم. به به عجب تجارتی می کنن، تجارتی که هم خودشون راضیند و هم خدا راضیه خواهند فهمید اردتهم الدنیا فکم یریدوها و اسرتهم ففروا انفسهم منها. دنیا می خواست آنها را بفریبد اما عزم دنیا نکردند. می خواست آنهارا اسیر کند، اما با فدا کردن جانشان هم که شده دل به اسارت دنیا ندادند. ببینید وصیت نامه های شهدا یه خط پیدا کنیدکه نوشته باشه ما این دنیای پر از نعمت و زرق و برق و شهوت رو رعایت کردیم به خاطر اینکه ........... یه خط بروید پیدا کنید. همچنین جمله ای که یکیشون نوشته باشه ما این دنیای پر از خوبی و ....... همه اینا نوشتند آقا ما رفتیم چون اینجا بهدرد نمی خورد. همش همینو نوشتند تو هم تا به این درجه نرسی نمی تونی بری. ما رفتیم چون دوست نداشتیم ما رفتیم چون اونور رو دوست داشتیم. ما رفتیم چون اینجا خیلی کوچکه برای ما. ما طیرانمون خیلی بالاتر از این دنیاست. اینجا نمی تونه مارو سیراب کنه. بالا و پایین دنیارو اگر ندیده باشیم دست مردم که دیدیم نون گندم اگر نخوریم دست مردم که دیدیم. بالاهاشم دیدیم، پایین هاشم دیدیم، بالا پایین رفتنها شم دیدیم نمی ارزه جونم حاضرم بدم اما مخالفت با خودم خود حقیقی ام اون خودی که مایل است به خلود و جاودانگی در نعمتها مخالفت با این نکنم ( واما اللیل فصافون اقدامهم ) شب که می شه قدمهاشون محکم و استوار می ایستند ( تالین لا جزاء القرآن یرتلونها ترتیلا ). قرآن را با فکر با تدبیر و با زیبایی می خوانند عزیزان عنایت کنن این نکته ای که در قرآن خوندن هست قرآن یه حرمتی داره و یه قداستی که این حرمت و قداست رو در خواندن قرآن با صدای بلند رعایت کنید. اگه احیانا صداتون خوشه قشنگه بلند خوندن قرآن خیلی مستحبه ولی اگه صدات بعضی وقت ها یه مقداری شباهت پیدا می کنه با موجودات خاصی مثل کلاغ و اینا بی زحمت قرآن رو یواش بخون. حرمت قرآن رو رعایت کن این روایت می گه اگه صداتون قشنگ نیست قرآن رو یواش بخونید( یحزنون به انفسهم و یستثیرون به دواء دائهم ). اگه دردی داشته باشن سراغ قرآن می رن اگه دلشون گرفته باشه قرآن رو باز می کنن به محض اینکه باز می کنی و می خونی ولو ترجمه فارسیش رو نخونی و نفهمی چی گفته ولو بزرگترین و بدترین آیه های عذاب باشه نگاه بهصفحه قرآن غم رو از دلت می زداییم اعصابت خرد خرده، داغونه داغونی، یه صفحه قرآن بخون دو رکعت نماز مستحبی هدیه کن به حضرت زهرا(س) اگر آرام نشدی بعد برو این همه راه هایی که روان شناس ها دارن می گن. اول تو شیعه باش ( فاذا مروا بآیه فیها تشویق رکنوا الیها طمعا ). به یه آیه ای می رسند شوق داره طمعشون برانگیخته می شه ( وتطلعت نفوسهم الیها شوقا ). نفسشون می خواد پرواز کنه از شوق به سمت این نعمت ( وظنوا انها نصب اعینهم ). گوبا دارن نعمت رو می بینند ( واذا مروا بآیه فیها تخویف اصغوا الیها مسامع قلوبهم و ظنوا ان زفیر جهنم و شهیقها فی ). وقتی به یه آیه خوف می رسن گویا دارن می بینن و صدای وحشتناک جهنم کنار پرده گوششون داره شنیده می شه ( فهم حانون علی اوساطهم ). پس رکوع می کنند ( مفترشون لجباههم و اکفهم و رکبهم ) سر را به خاک می گذارند، کف دستها را به خاک می گذارند، زانوان را به خاک می گذارن ( و اطراف اقدامهم ). پارا بر خاک می مالند ( یطلبون الی الیه تعالی فی فکاک رقابهم ) که اینجا یه قائده فقهی هم ازش نشات گرفته می شه اینکه در سجده های مستحبی، در سجده واجب برای مردها نسبت به دست و برای مردها و زن ها نسبت به پا باید شما نوک انگشتان پا رو زمین باشه دست هم آرنج ها برای مرد از زمین جدا باشه، برای زن ها چسبیده به زمین، با دستها فاصله داشته باشه زانوان یه حالتی باشه یه زانو به شکم نچسبیده باشه این استحباب در سجده واجب نمازه اما سجده شکر سجده آخر که آقا امیرالمومنین می گه هر چقدر می توانی به زمی بچسبی، صورت به زمین، کف دست به زمین، آرنج روی زمین، آرنج ها چسبیده به سینه، زانوان چسبیده به سینه، تاشده کاملا، پا هم کاملا رو زمین، پاها رو همدیگه نباشه این حالت، حالت ذلقه و حالتی که آدم لذت می بره از این حالت. می فرماید وقتی به اینجاها می رسند به این حالت به خاک می افتند که ( یا لطیف یا جلیل ارحم عبدک الذلیل ) من چیزی ندارم جلوی تو این آیه ها رو گفتی نکنی بخوای عمل کنی ها. ما اهل تحملش نیستیم این آیه ها برای ما نیست من باورم نمی شه برای ما باشه خیال خودشون

رو همونجا تو سجده راحت می کنن و از خدا جدایی از آتش جهنم را درخواست می کنند.

 

|+| نوشته شده در  چهارشنبه 29 شهریور1385 ساعت   توسط زهرا 

تقوا از دیدگاه سید محمد انجوی نژاد(3)

 .... یکی از مشکلات جمعیت های مذهبی، افراطه. افراطی که باعث می شه عموم مردم با خودشون احساس کنن. اگه ما بخواهیم با این جمع همراه بشیم نمی کشیم. اینا بابا خیلی تند و تیزن. اگه بد نگن حداقلش اینه که می گن آقا ما به اینا نمی رسیم اینا اصلا اهلش نیستن اگر در زندگی شخصی خودت برا خودت داری برخی از چیز ها رو داشته باش ولی جامعه نباید بفهمه چون جامعه تحملش رو نداره. تو منزوی نمی شی. دین منزوی می شه چون تو مصداق دینی و این خیانته. آدم بیاد افراطهاش به جامعه نشون بده این خیانته ( وملبسهم الاقتصاد و مشیهم التواضع ) هر چقدر بالاتر می رن، سر افکنده تر. هر چقدر خداوند اونارو بالاتر می بره در مقابل خدا سرافکنده ترن خدا یا این همه نعمت که به ما دادی ما اصلا لیاقتش نداشتیم طبیعتا در برابر مردم هم چون مخلوقات خدا هستن سر به زیرترن چرا که با خودش میگه که آخر این مردم مثل من هستن خدا به من نعمت داده من به اینها بدهکارم. خودشو بدهکار می دونه معمولا اینطوریه کسانی که به یک وادی می رسن اولش یه کم غرور دارن فکر می کنن خبریه بعد یه کم جلوتر برن اگر عقلشون کار بکنه از غرور کاذب دست برمی دارن غروری که ماحصل جاهلیته یعنی وقتی شما می گید غرور بدونید منشا غرور از جاهلیته اعراب جاهلی، ایرانیان جاهلی، زمان های2000 سال پیش روم در جاهلیت طبقات مختلف غرور شان برای خود قائل شدن، خود را برتر از دیگران دیدن. غرور کلمه ای است که ممکن است تورا به یک برتری نژادی برسونه که بشی رئیس حزب نازی و اون همه میلیون جمعیت رو بکشی برا اینکه فکر می کنی از بقیه بالاتری نه ( مشیهم التواضع ). وقتی نگاهشون می کنی تواضع دارن در برخورد با اینها انسانها متوجه می شن که اینها انسان های با تواضعی اند. پس اگه یه کسی در نهایت نورانیت و صداقت و فلان و فلان همه اینا بود، اما تواضع نداشت، نمی دونیم آدم خوبیه یا بد یه وقت می دونیم متقی نیست. متقی نیست. تواضع شرط تقواست ( غضوا ابصارهم عما حرم الله علیهم ) چشم های خود را از آنچه که حرام است ببینند کریمانه کنار می کشند. مراقب چشمهاشون هستند خیلی چیز ها حرامه. فقط تصاویر قبیحه و نامحرم و اینا نیست خلی چیز ها تو زندگی حرام دیدنش. چشم خودشون رو کنار می کشن تو ممکنه کتاب بخونی حرام باشه کتاب، کتاب ضاله است. تو هم قدرت تشخیص ضاله بودنش رو نداری، تخصصش رو نداری کتاب رو می خونی گمراه می شی این بزرگترین گناه چشمه بزرگترین گناه چشم بزرگترین گناه چشم کسب مسائل گمراه کننده بوسیله چشمه با خوندن یا با دیدن فیلمی رو می بینی این فیلم به تو القائاتی رو می کنه  القائات فکری پایه های دینتو می لرزونه آقا بریم ببینیم چه خبره خوب می خوای بری ببینی چه خبره قدرت تشخیصش رو داری یا بعد که پای نقد فیلم این دفعه شانسی نشستی می فهمی که اون پیامی که فیلم به تو داده سراپا انحراف بوده این بنده خدا برات باز کرد دیدی انحراف بوده ( ووقفو اسماعهم علی العلم النافع لهم ) به دنبال علمی می گردن کهخ این علم نفع داشته باشه برا ما بعضی از علوم است هیچ نفعی برا بشریت نداره هیچ نفعی. تو همه جاهای مختلف پیدا می شه یعنی منظور فقط علوم غربی نیست تو همین حوزه ما هم علمی است که به هیچ دردی نمی خوره. هیچ دردی از جامعه و خود شخص، برای دنیا و آخرتش هیچ گره ای رو باز نمی کنه هیچ گره ای رو. پسر حضرت آیه الله العظمی حجت رحمه الله علیه 10-20 سال وقتش رو صرف کرد برا علوم غریبه، جفر و رمل و اینها تا بشینه مثلا اسمت رو بپرسه شماره شناسنامت رو بپرسه نام پدرت دربیاد این علومی که هستش یه روزی می گفتش که یه روزی تو بحث رمل بودم داشتم کار می کردم هی می ریختم حساب می کردم جور در نمی اومد. بابام حضرت آیه الله عظمی حجت مرجع عارف جلیل القدر، فیلسوف فقیه عارف رد شد از بالا سرم دید مشغولم گفت پسرم اینو بجای اون بذاری اونو بجای این بذاری درست در میاد یه نگاه کرد بابا رو اصلا فکر نمی کردم تو این خط ها باشه با خودم می گفتم که من دیگه عالم کلم بابام چی چی بلده منم می فهمم شماره شناسنامه طرف چقدره، منم به علم غیب راه پیدا کردم. می گفت انجام دادم دیدم راه جواب داد. به بابام گفتم اینارو بلدی؟ گفت اینا که بچه بازیه وقتت رو صرف این بچه بازی ها نکن ایشون فرموده بودن وقتتو صرف اینا می کنی چکار؟ علم باشه یه دردی رو دوا کنه به یه دردی از دنیا یه دردی از آخرت بخوره. سالین سال می شینه چیز هایی رو بحث می کنه تو یک فکرهایی می گرده که تو این فکر ها اصلا معلوم نیست چه خبره. آقا به جای کلمه خارجی و عربی دایره بگذارید دور بزن گرده بگو دایره نه آقا فارسی رو باید پاس بدارید نمی خواد پاس بدارید نمی خوایم پاس بدارید به جای مستقیم که کلمه عربی است بگذارید. سیخکی گفته بودن ها. سیخکی کلمه اصل فارسیه. وقتی به تاکسی می خوای بگی مستقیم نگو مستقیم بگو سیخکی می زنه بغل با زنجیر بهت حالی می کنه سیخکی یعنی چه. این آقا 20-30 سال پیش گفته بودن یه لیستی داده بودن در حقیقت می خواستن اسلام رو حذف کنن تمام کلمات عربی رو حذف کرده بودن. مستقیم رو می گفتن سیخکی، دایره گردی بابا ولمون کن این چه علمیه زحمت برا چی داری می کشی البته اونا یه هدف خیلی شر داشتن ها بحث، بحث حذف عربی بود از دین که تو بخواهی با اسلام ارتباط برقرار کنی چون اسلام اغلبش غریبه و کتاب هایعرفانی و اسلامی پر از کلمات عربی است گرچه ما فارس ها فعلا می فهمیم ولی می شه نفهمیم یعنی الآن هم تو متون قدیمی ایرانی رو نمی فهمی چون کلمات عربی بینش  خیلی زیاده حالا می خواهیم بگیم آقا اگه فارسی خواست لطمه بخوره در این حدی که مقام معظم رهبری فرمودند: فارسی رو پاس بداریم ولی به مستقیم دیگه گیر ندیم اینقدر رفتی علم پیدا کردی برا همین مشکلی از دنیا یا آخرت باید علم برداره از دنیا هم که برداره اگر مشکل مردم باشه در حقیقت تو خدمت به خلق کردی باز هم خدمت به خداست ( نزلت انفسهم منهم فی البلاء کا لتی نزلت فی الرخاء ) وقتی که خداوند برا امتحانشون یا برای آب دیده ترشدنشون یا برایاینکه احیانا اینها انسان های پخته ای بشن برای اونها آزمایشی می فرسته امتحانی می فرسته یا بلایی می فرسته نفس آنها همان قدر لذت می برد که گویا در راحتی، خوشی، آرامش و لذت بردن های مادی است. ...

|+| نوشته شده در  چهارشنبه 29 شهریور1385 ساعت   توسط زهرا 

تقوا از دیدگاه سید محمد انجوی نژاد(2)

علی و تقوا 2

      در ادامه بحث تقوا خطبه 193 که مشهور است به خطبه همام رو بررسی می کنیم.

      بحث سر اینه که هماه اومد خدمت آقا امیرالمومنین و فرمودند که شما از تقوا زیاد صحبت کردید اما مصادیق تقوا رو تا حالا بیان نکردید. آقا فرمودند که منظورتون چیه؟ گفت بگید متقین چه شکلیند؟ ما اگه بخواهیم در جامعه متقین رو ببینیم اینا چه صفاتی در ظاهر و باطنشون دارن؟ آقا فرمودند که ای همام اینکه از خدا بترسی و نیکوکار باشی کفایت است چون خدا با پرهیزگاران و نیکوکاران است. همام فهمید که آقا دارن ستبل می کنن قضیه رو گویا جوابش رو نمی خوان بدن لذا اصرار کردن به حضرت و عرض کردن که آقا ما می خواهیم همون چیزی که تو دلته بگی به نظر شما آدم متقی چه صفاتی داره این صفات رو میخواهیم داشته باشیم که آقا بعد از اینکه اصرار همام رو دیدند خطبه رو بیان کردند و در پایان خطبه همام از دنیا رفت یعنی سکته کرد و مرد حالا این خطبه چیه که یک انسانی مثل همام که البته همام با ما ها فرق داره چون همام نزدیک تره به امام و چشم دلش بازتره من هم با امام فرق دارم نفس امام یه چیز دیگه است ما هی چی بگیم اون تاثیری که نفس امام در همام گذاشته رو نمی تونیم داشته باشیم لذا شما خیالتون راحت باشه شما قشنگ می شینید گوش می کنید تخمه و آجیل و بستنی هم می خورید هیچ مشکلی هم پیش نمیاد!

      پس از ستایش پروردگار که امام می فر مایند، می فرمایند: خداوند پدیده هارا در حالی آفرید که از اطاعتشان بی نیاز و از نا فرمانی آنها در امان بود یعنی اینکه اگر ما اطاعت نکنیم به خدا ضرری نمی رسه اگر نا فرمانی هم بکنیم به خدا ضرری نمی رسه زیرا نه معصیت کاران به خدا زیان می رسانند و نه اطاعت مومنان سودی دارد روزی بندگان را تقسیم و هر کدام را در جایگاه خویش قرار داد این مقدمه 2-3 خطی را آقا فرمودند بعد ادامه دادند از متقین سوال کردید ( فاما المتقون فیها هم اهل الفضائل ) متقین کسانی هستند که اهل فضیلتند. اهل فضیلت بودن با کسانی که فضائل رو انجام می دن فرق می کنه اهل فضیلت کسانی هستند که در فضیلت مقیمند وقتی می گن آقا طرف اهل شیرازه یعنی تو شیرازه یعنی تو تهران و اصفهان و مشهد نمی تونی اونو ببینی این تو شیرازه. اهلش یعنی اینکه انسان اینقدر با فضائل همراه و اینقدر براش ملکه شده که هیچ وقت از فضائل روی بر نمی گردانه ( منطقه ثواب ). حرف که می زنند حرف زدنشون درسته هر چی تو زندگیشون نگاه می کنی هیچ جمله ای پیدا نمی کنی که دنیای کسی یا آخرت کسی رو خراب کرده باشه ( منطقهم الثواب ) راست می گن و درست می گن کلمه ای که در روز گار امروز اصلا قبحش ریخته و اینبه دلیل نزدیک بودن ما به مرز گناه بس که دروغ دیدیم دیگه فکر نمی کنیم که دروغ گناه خیلی دروغ دیدیم به هر جای جامعه نگاه می کنی در رفتار و کردار مردم دوگانگی و دروغ می بینی حرفاشون فر می کنه همون حرف های راستشون هم توش حرفه چون عمل بهش نمی کنن وقتی آدم اینطوری می بینه، می بینه که قدرتمندان و زور مداران و استثمارگران و استعمارگران جهان با کمال وقاحت و پررویی دم از حقوق بشر می زنن این دروغ رو وقتی آدم می بینه میگه حالا ما یه دروغ به داداشمون بگیم همچین زیاد خبری نیست ببین یارو چکار داره می کنه انگار نه انگار سمیناری گذاشته بودن در زمان رژیم گذشته بر علیه مواد مخدر که چند تا از مسئولین رده بالا و شاهزادها و سناتورها و ژنرال ها در این سمینار سخنران بودن مستمعین هم همینا بودن کسی که بیشتر از همه سخنرانی کرد و داد زد و یقه درآورد و رگ گردنش اینقدر باد کرد اشرف پهلوی بود رئیس ورود مواد مخدر به ایران این از همه بیشتر داد زد انگار نه انگار. حتی بگیم مردم رو احمق فرض کرده نمی دونه مردم می دونن اینقدر قشنگ دروغ می گه که خودش هم باورش شده الآن تو اون لحظه خودشو تو عالم مبارزه با مواد مخدر می بینه ( منطقهم ثواب ) نزدیک نمی شن این همه دروغ می بینن دلیل نمی شه که اینا با همین صحبتشون بخوان دروغ دبگن بخوان تقلید کنن قبح دروغ براشون نریخته ( و ملبسهم الاقتصاد ). راه و روششون میانه روی است لباس تعادل پوشیدن یه ماه رمضون پرکوب نمیزنه تو خط قرآن 20 بار قرآن رو بخونه بعد از ماه رمضون ببینه بذاره کنار. یه ماه رمضون 30 روز پشت سر هم روزه نمی گیره بعد دیگه سال به سال دیگه سراغی از روزه نگیره. نه تعادل، تعدیلش می کنه کمش می کنه یواش یواش می ره جلو در مسائل اعتقادی اینقدر تخت گاز نمی ره که ببره و در گناهان هم اونقدر خودش رو غرق نمی کنه که نتونه برگرده وقتی هم داره گناه می کنه حواسش به این هست که من مقیم این دیار نیستم من اهل این معصیت نیستم من اهل فضیلتم. باید برگردم همینجوری که داره گناه می کنه تو ذهنش می سازه باید چکار کنم برگردم. در بحث استفاده از مادیات دنیا نه اونقدر غرق در تجملات می شه که هر که از خلائق بی تجمل یا خلائق ساده نیست یا زاهد یا خلائقی که فقیرند اورو می بینند آه حسرت می کشن نه اونقدر غرق می شه نه اونقدر از دنیا دور می شه که هر کی ببینه فکر می کنه این فقیره و این کار داره می کنه. 

|+| نوشته شده در  چهارشنبه 29 شهریور1385 ساعت   توسط زهرا 

تقوا از دیدگاه سید محمد انجوی نژاد(1)

علی و تقوا 1

      خطبه 191 از آقا امیر المومنین(ع) که خطبه زیبا و جالب و پر از مطالب عالی است مثل سایر کلام آقا. فراز اول آقا امیر المومنین حمد خدا رو به جا می آرن که از این مطلب و فراز اول می گذریم، از فراز دوم خدمتتون عرض خواهیم کرد و قال علی(ع): عباد الله اوصیکم بتقوی الله فانها حق الله علیکم والموجبه علی الله حقکم و ان تستعینوا بها علی الله فان التقوی فی الیوم الحرز و الجنه و فی غد الطریق الی الجنه. اینگونه می فرمایند: بندگان خدا توصیه می کنم شما را به تقوی که حق خداوند بر شماست و موجب حق شما نیز بر پروردگار می باشد از خدا برای تقوی و پرهیز کاری یاری بخواهید و برای انجام دستورات خدا از تقوا یاری بگیرید اینجا آقا امیر المومنین(ع) اولا بحث تقوا به عنوان پرهیز نه به معنای این است که انسان گناه نکند بلکه بحث تقوا یعنی اینکه انسان فاصله خودش رو با گناه زیاد کنه. اگر احتمال داره شما در دره ای سقوط کنید. سقوط نکردن در دره یعنی لب دره راه رفتن، مثل گناه نکردن اما تقوای دره یعنی شما فاصله تون رو اینقدر با دره زیاد کنید که حتی اگه یه وقت پاتون هم لغزید اینجا دیگه مشکل خاصی پیش نیاد این می شه تقوا. تقوا یعنی خط مرزی بین ما و گناه رو از یک خط تبدیل کردن به یک محیط و مساحتی که کاملا انسان در اون امن باشه وقایه یعنی دامن رو جمع کردن برای اینکه احیانا دامن به خار و خاشاک دور و ورت نگیره. آقا امیر المومنین(ع) می فرماید: تقوا اول از هر چیز ، همین چیزی که خدمتتون عرض کردم یعنی تقوا نه گناه نکردن حق خداست بر شما یعنی خداوند این حق را قائل شده برا خودش که اگر بنده ای را آفریدم بهش نعمت دادم نه تنها کارهایی را که من دوست ندارم انجام ندهد بلکه کارهایی که من دوست ندارم رو حتی نزدیکش نشه که مبادا من احساس خطری بشه. ماه رمضون تموم می شه اما اون چیزی که بعد از ماه رمضون ما را حفظ می کنه این است که فاصله خودمون رو با گناه زیاد کنیم. زمینه های گناه را کم کردن، نسبت به گناه کاران فاصله گرفتن، ارتباطات رو بر مبنای خدا تنظیم کردن. بعد از هر دوره ای که انسان یک دوره عبادی و معنوی قوی داره ما یک دوره افت رو طبیعتا داریم معمولا اینطوریه. این افت دلایل مختلف داره دلیل اولش اینه که خوده ماها ممکنه از عبادت و شدت عبادت یه مقدار کسل شده باشیم این احتمال اولش. مطلب دوم اینکه ما در این مدت پیشرفت کردیم و شیطان می خواد بزنه که این پیشرفت رو خراب کنه ما. دلیل سوم اینکه نفس اماره ای که به زور روزه و رمضان و تلقین فکری خاموشش کرده بودیم الآن آزاد می شه وقتی ماه رمضونه و روزه است نه تو گناه کاران حرفه ای یعنی مجرمین عالم هم گناهشون کمتر می شه آمار نیروی انتظامی هم از خلاف ها و جرائم پایین می آد زیاد در رمضان خوب بودن همچنین هنر خاصی نیست رمضانی که شیطون دست و پاش بسته است من و تو دائم داریم به خودمون تلقین می کنیم زبانت روزه است وقتی انسان زبانش روزه است کنترل کردن نفس خیلی راحت تره لذا فرموده اند که احیانا اگر روزه قضا هم نداری بعد از ماه رمضان هفتگی ارتباطتون رو با روزه قطع نکنیم یه روز دو روز در هفته رو حتما بگیرید. روزه خیلی تاثیر داره. بعد خود فضای رمضان یعنی زمینه های گناه در جامعه اسلامی کمتره مردم رمضانی اند دیگه. تو دبیرستان و دانشگاه و اینور و اونور اونقدری که مردم رقبت دارن به گناه در ایام دیگه در رمضان ندارن لذا بعد از رمضان یکی از چیز هایی که ما رو نجات می ده اینه که امشب متعهد بشیم تقوا داشته باشیم فاصله خودمون رو با گناه زیاد کنیم اگه لب پرتگاه راه بری با این وضعیت جامعه لغزیدن پات حتمیه سقوطت هم حتمیه باز دوباره باید بیایی بالا این می شه توبه دوباره.

      لذا امیر المومنین می فرمایند: خداوند گفته اگر من بنده رو خلق کردم حق منه که از بنده درخواست کنم که تقوا داشته باشه فاصله خودش و با گناه حفظ کنه.

      بعد در قسمت دوم هم می فرماید: و همچنین خداوند تبارک و تعالی هم اگر بنده ای تقوا داشته باشه یک حقی رو برای بنده قائله می گه بنده من نه تنها اون چیز هایی رو که من گفتم انجام نده، انجام نداد بلکه فاصله خودش رو با گناه زیاد کرد. این زیاد کردن فاصله اش با گناه در حقیقت یک اضافه است، یک فضل، به خاطر این فضلش بنده بر من یه حقی داره خیلی عجیبه که خداوند تبارک و تعالی حق برای ما قائل می شه. بعد ادامه می دن آقا امیر المومنین، این تقوا علاوه بر اراده خودت یاری خدا رو هم لازم داره بعضی از ما چون در رمضان آدم های بدی نبودیم خوب بودیم فکر می کنیم دیگه ما همه عمده المکاشفینیم دیگه بعد از رمضان هم کارمون درسته دیگه در صورتی که اصلا ضمانتی نیست انسان باید حواسش باشه در این شب آخر ماه رمضون از خدا یاری بخواد خدا یا اگر تو کمک نکنی من توانایی این که بر نفسم، بر دنیام، بر شهواتم غلبه کنم ندارم. برای تقوا از تو یاری می خوام اراده از خودمه، یاری از توست. حرکت یعنی اراه مال من برکت یعنی یاری مال تو و برای انجام دستورات خدا از تقوا یاری جویید زیرا تقوا اینجا می فرمایند: فان التقوی فی الیوم الحرز و الجنه و فی غد الطریق الی الجنه. تقوا امروز سپر بلا و فردا راه رسیدن به بهشت است تقوا امروز یه دونه سنگر برای تو اگر من تعهد کنم بر زندگیم برخی از زمینه هایی که من می دونم اگر داخلش بشم گناه داره آقا توی جمعی است این جمع نقل و نبات صحبتشون غیبته، من هم می دونم خوب از جمع فاصله بگیرم یه جمعی است اگر برم تو این جمع وادار می شه دروغ بگم، فاصله بگیرم. جمعی است که اگر برم تو این جمع وادار می شم چشمم رو در ماه رمضون پاک نگه داشتم آلوده کنم فاصله بگیرم ( مسلکها واضح و سالکها رابح و مستودعها حافظ)

      راه تقوا روشن، رونده آن کسی که در مسیر تقوا می ره سودمند و بهرهمند و امانت دارش خدا که حافظ ان خواهد بود. حالا اگر بخواهیم بریم تو مسیر تقوا راهش کاملا روشنه یعنی اصلا لازم نیست الآن کتاب خاصی معرفی کنیم منو شما مهمه خودمون می دونیم نقطه ضعف هامون در ارتباط با خدا و نقطه ضعف هامون در انجام گناه چیه. همه ما می دونیم، همه ما درد های خودمون رو خبر داریم و همه ما اطلاع داریم که نسبت به خداوند تبارک و تعالی چه وقت هایی قصور می کنیم. همین اوقات انسان همینا رو بیاد از زندگیش حذف کنه، من می دونم اگر چگونه حرف بزنم گناه می کنم و چگونه حرف بزنم از گناه فاصله می گیرم من برا خودم می دونم. می دونم اگر کجا ها برم احتمال گناه است و کجا ها برم گناهی در کار نیست می دونم اگر چه لباسی بپوشم این لباس برای من گناه ایجاد می کنه اصلا اینا لازم نیست بریم نگاه کنیم ببینیم چی چی بپوشیم ها خودمون خبر داریم می دونم اگر چه لباسی بپوشم گناه و اگر چه لباسی بپوشم گناهم کمتره ظاهر و باطنم رو می دونم من اطلاع دارم که اگر نسبت به عبادات مقید باشم چقدر برای من سود داره مزه نماز اول وقت رو چشیدم من اطلاع دارم اگر در هفته یکی دو روز روزه بگیرم چقدر در حفظ من موثره مزه اش رو چشیدم می گه که راه تقوا روشنه و کسی که در این مسیر میره کاملا بهره مند و سود مند است و خداوند اگر ببینه تو بخاطر اینکه ارتباطت با خدا که الآن با هم رفیق شدید خراب نشه، می آیید از چیز هایی که حتی لازم نیست فاصله می گیرید خداوند تو رو حتما یاری می کنه ببینه تو دلت می خواد. ببینه نه بنده من بهش گفتم فلان کار گناهه، 10 متر هم ازش فاصله گرفت می گه آقا این بخاری می سوزونه آتش می زنه اگه بری بهش بچسبی ولی می بینه نه، 2 متر هم عقب تر وایساده. وقتی می بینم نسبت به آتش گناه فاصله اش بیشتر شد من خدا ضمانت می کنم یاریش کنم. الآن ممکنه با خودش فکر کنه که آقا مگه می شه آقا مثلا ما می شه همچنین کاری بکنیم خیلی از مادران شهدا، پدران شهدا، همسران، بچه های شهدا، اینا می گن ما هیچوقت تو مخیلهمون خطور نمی کرد که پسرمون یه وقتی شهید بشه و ما بتونیم تحمل کنیم گفتیم اگه شهید بشه پدر من در میاد، بیچاره می شم اما بعد دیدیم شهید شد و خداوند یاری کرد یک تحملی داد که این تحمل رو من خودم هم فکر نمی کردم همچنین تحملی باشه یه تحمل عجیبی خدا به من داد این می شه چی؟ یاری خدا اگر انسان حواسش به خودش باشه و سعی کنه از گناه فاصله بگیره خدا یاریش می کنه فاصله ولی می بینه بعضی از انسان ها خیلی بی خیالن یعنی اصلا براش مهم نیست امروز کجا بره، چی بپوشه، چه کار بکنه، چی ببینه، چی نبینه، خیلی نزدیک بغل دست گناه اگر احیانا بهت بگن فلانی مسلسل داره حتما باهاش فاصله می گیری. مطمئن باش گناه ضررش و اون بلایی که سر تو می آره به مراتب از اینکه بخواهی سل بگیری بالاتره. چرا فاصله نمی گیری می دونی ما می دونی آقا گناه مریضیه مسریه گناه یه مریض مسریه نمی شه انسان با گناه و گناهکار در تماس باشه نگیره واگیر نکنه. گناه مسریه قدرتش با چیه؟ قدرتش با خداست همونطوری که اون مادر شهید فکر نمی کرد بتونه تحمل کنه شاید تو هم فکر نکنی که من بتونم، من می تونم خودمو حفظ کنم؟ فردا عید فطر است چکار کنم شیطون ها آزاد می شن ما همینطوری بی شیطونش تو ماه رمضون کلی می لنگیدیم، حالا دیگه شیطون هم آزاد بشه نور علی نور. اون سابقه مبارزه رو چون نداره مثل کسانی می مونه که وارد مبارزه نشدن، مبارزه رو خیلی سخت می دونه. شاید اگر الآن فکر کنی من اگر یه روزی بخوابوننم بخوان شلاقم بزنن، شلاق دوم همه چیز رو اعتراف می کنم اما یه عده ای بودن در زندان های ساواک و فلان و همین الآن در عراق و فلسطین روز های متمادی شلاق می خورن اما اعتراف نمی کنند. 1- قدرتی که خدا به انسان می ده در مقابله با گناه در جهاد 2- انسان عادت می منکنه تمرینه مبارزه با گناه یه تمرینه انسان عادت می کنه به این تمرین. ایدامه می دن آقا امیر المومزنین لم تبرح عارضه نفسها علی الامم الماضین منکم و الغابرین لحاجتهم الیها غدا. تقوا همواره خود را بر امت های گذشته و حال عرضه نکرده و بر آینده نیز عرضه می کند اذا اعاد الله ما ابدی و اخذ ما اعطی و سال عما اسدی فما اقل من قبلها و حملها حق حملها زیرا فردای قیامت مهم شما همه به تقوا نیازمندند. آنگاه که در قیامت خدا آفریده هارا گرد آورده و آنچه داده است باز پس می گیرد و درباره همه نعمت ها می پرسد پس چه اندکند آنان که تقوا را برگزیدند این تقوا نه تنها تو دنیا نجاتت می ده بلکه در آخرت هم تو را نزدیک به خطر ها نمی کنه. در روایت خیلی زیاد داریم که می گه آقا مومن  از بغل جهنم می گذره خوب خیلی خودش ترس داره از بغل جهنم گذشتن خیلی ترس داره در روایت داریم از پیغمبر که می فرمودند: در معراج دیدم که بر پل صراط دارن رد می شن برن به سمت بهشت گروه گروه از پل صراط می ریزن تو جهنم. شما فرض کن حالا داری میری بهشت، بغل دستیت این یکی بیفته اون یکی بیفته چون هول و هراسی داره مگه می تونه تحمل کنه، مگه یک ساعت و دو ساعته. می گه اونایی که تقوا رو رعایت می کنن در قیامت با خطرها فاصله می گیرن اصلا قرار نیست تو از پل صراط اونجوری بگذری که بقیه می گذرن، قرار نیست تو در صف حساب کتاب و میزان اونقدر شور بخوری، حرص بخوری، اضطراب داشته باشی اینا رفع می شه ازت. کسی که فاصله اش رو با گناه زیاد می کنه خداوند در قیامت فاصله اش رو با عذاب ها زیاد می کنه. نگفتیم عذاب ها کسی که گناه نکنه عذاب هم نداره ولی وقتی که تقوا نداره همش بغل به بغل گناه حرکت کرده، همش تو جمع گنهکارها بوده، همش با گناه ملموس بوده حداقلش اینه قبح گناه براش می ریزه حداقلش اینه یکی از شب های رمضون گفتم که تعریف می کردن در همین شیراز که یه زمانی تو خیابون قدمگاه یه زمانی مثلا چند سال پیش که عفت و همت و غیرت و اینا هنوز یه مقداری بوده تو مردم یه پسری با یه دختری حرف زده بود سلام حال شما سلامت باشید خداحافظ شما می گفت دعوا شد محله رو ریختند به هم عده کشی کردن چاقو درآوردن قمه کشیدن که یه پسر نا محرم به چه جرأتی با یه دختری حرف زده شهرو آتش می کشیم. حالا تو اهل این کارا نیستی ولی الآن قباحتش برات ریخته برا چی؟ برا اینکه نزدیکیم به این بساط ها قباحت ریخته دیگه یعنی یه زمانی مثلا در دهه 60 اگه احیانا تو یه صحنه ای می دیدی در خیابون که با مبانی اسلامی جور نیست شاید خیلی تعجب می کردی ولی الآن عادیه دیگه فقط می گی چه خبره. نزدیک شدن به گناه قباحت گناه رو می ریزه. قباحتشو می ریزه خیلی وقت هاست که من و شما در محیط هایی قرار می گیریم که این محیط ها قباحت گناه رو برای ما می ریزه وقتی قباحت ریخت اولین قدم است برای انجام گناه تا در نزد تو زشته و قباحت داره اهلش نیستی، الآن اگر بکشنت اصلا تو مخیله ات عبور نمی کنه که بخواهی لب بزنی به مشروبات الکلی. می گی دیوانه ام مگر خیلی قباحت داره اما بری تو یه کشور خارجی صبح تا شب اینور اونورت به سلامتیت بدن بالا خوب قباحتش می ریزه خوب بعید نیست تو هم بری بالا. نزدیک شدن به گناه قباحت گناه رو می ریزه. وقتی قباحت گناه ریخت تو برا انجام گناه مستعدی. پس یکی از حسن های تقوا اینه برای انسان قباحت ایجاد می کنه نسبت به گناه. بعد می فرمایند: که خداوند در قیامت از نعمت ها می پرسد و چه اندکند متقین. بلافاصله ببیند نعمت ها رو با تقوا کنار هم می آره به این معنا که تقوا به عنوان یک نعمت است و تقوا زمینه ساز خیلی از نعمت هاست یعنی تو اگه تو با گناه فاصله بگیری با گناه فاصلتو زیاد کنی با قطب منفی که فاصله ات رو زیاد کنی به سمت قطب مثبت میل پیدا کنی وقتی رفتی به سمت قطب مثبت اون نعمتهای بسیار زیادی که همین الآن در عالم خلقت وجود داره رو بهت نشون می دن. توفقط فاصله بگیر. در محیط منفی تو نمی تونی نقاط نورانی پیدا کنی تو تاریکی که نمی شه دنبال چراغ گشت. اگه تو تاریکی چراغ بود که تاریک نبود روشن بود بیا تو روشنی تقوا فاصله انسان رو با تاریکی زیاد می کنه، روشنایی ها برای انسان ملموس می شه می بینی بعد از ماه رمضون یه راهی خدا جلوی پات گذاشت، یه نعمتی خدا بهت نشون داد که با این راه و نعمت از ماه رمضون و حتی از شب قدر بهتر بودی حنی از شب قدرت. ادامه می دن آقا امیرالمومنین اولئک الاقلون عردا اصحاب تقوا کمند این که کمند منظورش نیست بین شما شمایی که الآن مقابل من هستید کمند، منظور اینکه در جهان کمند. یعنی اگر همه شما متقی بشید باز کمتر از کمید. نسبت به 7-8 میلیارد جمعیت جهان و هم اهل صفه الله اذ یقول و قلیل من عبادی الشکور. اونها اهل این قسمت از آیه قرآنند که خداوند می فرمایند: قلیل اند عبادی که کسانی که اهل شکرگذاریند. یعنی منظور اینه که تقوا یک نوع شکره یعنی خدا یا به واسطه این همه نعمتی که به من دادی و این همه نعمت های مادی و معنوی که برا من ردیف کردی من حیا می کنم از یه فاصله ای که خودم مقدر و مشخص کردم از این فاصله به گناه نزدیکتر بشم، من فاصله ام رو با گناه حفظ می کنم. مبادا یه وقت پام بلغزه نا شکری کرده باشم این همه کاری که تو برا من کردی واقعا من هیچ وقت نمی تونم جبران کنم حداقلش اینه که بیام از اون چیز هایی که تو دوست نداری فاصله بگیرم.

      بعد می فرمایند: فاهطعوا باسماعکم الیها و الظوا بحدکم علیها و اعتاضوها من کل سلف خلفا و من کل مخالف موافقا ایقظوا بها نومکم و اقطعوا بها یومکم و اشعروها قلوبکم و ارحضوا بها ذنوبکم. فوائد تقوا: گوش جان را به تقوا بسپارید، برای بدست آوردن تقوا جهاد کنید، تلاش کنید اونقدر که برای ریال های بی ارزش دنیایی دارید مایه می ذارید برای فاصله انداختن بین خودت و گناه تلاش کن، برنامه ریزی کن، فکر کن، تدبر بسنج فاصله ات با گناه حفظ بشه تو خودت از همه بهتر بلدی چکار کنی این صحبت هایی که من دارم می کنم فقط کلیاته تو جزئیات خودت از همه واردتری دقیقا می دونی نقطه ضعف هات چیه. نقطه ضعفهات رو وردار تبدیل به نقطه قوت کن، فاصله خودت رو با گناه زیاد کن و عوض هر کار خلافی که مرتکب شده اید این را انتخاب کنید به جای این همه

صد بار بدی کردی و دیدی ثمرش را             خوبی چه بدی داشت که یکبار نکردی

      بیا یه چند روزی بعد در ماه رمضون یه چله ای بگیر و در این چله سعی کن اصلا نزدیک به گناه نشی. تو نزدیک نشو، مطمئن باش تعداد گناهات کمتر می شه نمی گم گناه نمی کنی خیلی کمتر می شه. زمینه های گناه رو حذف کن دامنت رو جمع کن دور خودت، با تقوا خواب خود را به بیداری تبدیل کن. مردم همه خواب ( همه که دارم می گی عمومیت ها باز همین7-8 میلیارد رو در نظر می گیریم ). خواب، راحت از اینکه به مردم آدم نگاه می کنه و میبینه که تو رختخواب نیستند، نباید برداشت کنی خواب نیستند خواب تو رختخواب قسمت عبادی مردم وقتی تو رختخواب خوابیدن خیلی هم بیدارن چون این تیکه گناه نمی کنه. نمی دونم حالا تو خواب چکار می کنه، ولی گناه نمی کنه ولی انسان هایی که الآن داریم نگاه می کنیم خوابند حالا آقا امیرالمومنین(ع) در فراز های بعدی قشنگ خواب رو باز می کنن براتون می گه تو هم می خواهی مثل اینا باشی؟ کی می خوی بیدار بشی؟ رفتی قبرستون ردیف به ردیف، آماده، یه عده زیر خاک، یه عده هم آماده. جدیدا تو قبرسون ها این کسانی که قبر می کنند یه 10-15 تا می کنن آماده که اگه یه وقتی دو سه تا با هم اومدند اینا مشکل نداشته باشند. آماده آماده خالی هیچ معلوم نیست چند سالته، 15 سالته 16 سالته 20 ساالته 30 سالته 40 سالته هیچ معلوم نیست شاید امشب این قبر مال تو باشه هیچی معلوم نیست. اونایی که این چیز ها رو نمی بینن خوابند. و روزتان را با تقوا سپری کنید دل های خود را با تقوا زنده کنید. دلی که برای خدا تنگ نمی شه مرده، دلی که در اثر گناه نمی گیره مرده، دلی که گناه رو می بیند و نمی گیرد مرده، دلی که غربت خدا رو می بینه اما غیرت دینیش به جوش نمی یادمرده، دلی که تحمل می کنه این همه خواب آلودگی مردم رو این مرده است، این دل به درد نمی خوره. فاصله ات رو با گناه زیاد کن، دلت هم زنده بشه، دلی که خدا نبیند مرده است، دلی که از محبت امیرالمومنین و اهل بیت فقط چندتا حدیث روش حک شده باشه و چند تا روایت و چند تایی از این روایت هایی که از آتش مثلا نجات می ده، این دل، دل مرده است. باید ضربان قلبت و نفس هایی که می کشی همراه با یاد و ذکر خدا باشه و گناهان خود را با آن شستشو دهید آقا ما قبلش یه گناهایی کردیم بعدش هم قراره گناه کنیم. یکی از راه هایی که گناه شستشو پیدا می کند می فرمایند تقواست. گناهان خود را با تقوا شستشو دهید. بیماری های روان و جان خود را با تقوا درمان کنید اگر مردم فاصله شون رو با گناه بیشتر کنن افسردگی و شیزوفرنی، اسکیزوفرنی هزار تا مرض و بیماری روحی و افسردگی های مختلف و شکست ها و فلان و فلان همه از بین می ره کسی دیگه ناراحت نمی شه کسی غصه نمی خوره دقت کنید ( وداووا بها الا سقام و بادروا بها الحمام و اعتبروا بمن اضاعها و لا یعتبرن بکم من اطاعها الا فصونوها و تصونوا بها ). از تباه کنندگان تقوا عبرت بگیرید کسانی که نزدیک شدند به گناه و در گناه افتادند و رفتند. پارسال بغل خودت تو جلسه نشسته بود. آقا چرا دیگه نمی آیی؟ آقا دیگه حالا دنیا زندگی مشکلات. مطمئنی راه حلش اینه که بچسبی به دنیا مشکلاتتو حل کنی؟

      آقا نماز اول وقته، می خونیم حالا الآن وقت کاسبیه. الآن مگه نمی بینی تو اداره پرونده می گیری یه امضاش کنی پاشی بری نماز بخونی؟ حرف هایی می زنی ها، خارج از عقله، تو نمی خواد به من عقل یاد بدی، عقل من می گه کار ها دست خداست نمی خواد به من عقل یاد بدی از اونایی که تقوا نداشتند عبرت بگیرید. هم عبرت دنیایی. ببین رفیقت الآن کجا رفته رفیقت بود ها کوش؟ نیست قیافه اش می بینی می خوای بشینی کنار جوب بالا بیاری اینقدر مزخرف شده بهش هم بگی این چه قیافه ایه، می گه چیه مگه خوشکل تر هم شدم مامانت قربونت بره خیلی خوشکلی آدم نگاه می کنه بهت لذت می بره نمی فهمی چکار داری می کنی با خودت این مال دنیات تو گرفتاری ها دست و پنجه نرم می کنه 10 سال دیگه 20 سال دیگه تو هم شده 40 سالت 50 سالت اون هم شده 40 سالش 50 سالش دوتایی به هم می رسید اون خرده، شکسته، سیاه، شکست خورده، نا امید، خسته، بی وفایی دیده. آدمی که به خدا بی وفا باشد از همه بی وفایی خواهد دید کسی که رفاقتشو با خدا حفظ نکنه رفیق براش نمی مونه. تو هم بعد از 40-50 سال آرام، راحت، غرق در محبت زندگی با صفا کیف داری می کنی. اون هم اونطوری عبرت نمی خواهی بگیری ( و خود عبرت پرهیز گاران نشوید ). یه کاری نکن که فردا تو رو مسال بزنند فلانی بود، دیدی ول کرد دیدی برید دیدی رفت دیدی کجا رو گرفت دیدی خراب شد دیدی زندگیش اینجوری شد. این همه عبرت، این همه داستان و سریال و فیلم و داستان های واقعی و خاطرات پدر و مادر و دایی و عمه و خاله و دوست و رفیق و منبری و کتاب و این همه، برت داره می گه بابا این دنیا مسیر راحت بودن توش اینه که تقوا داشته باشی راحت بودن هی تو به 4 روز اول جوونی دل خوش کردی بابا من خوشکلم، خوش تیپم، اله ام بله ام خوب برو بعدش چی بعدش می خوای چکار کنی این مال دنیاته تازه و بعد اون لحظه ای که دیگه نفس نمی خوای بکشی می خوای چی کار کنی ( و کونو عن الدنیا نزاها و الی الاخره و لاها و لا تضعوا من رفعته التقوی ولا ترفعوا من رفعته من رفعته الدنیا). در برابر دنیا خویشتن دار و در برابر آخرت دلباخته باش هی عده تا غذا می بینند شل می شن بعضی ها اینطوریند. مثال با مزهاش براتون زدم نسبت به تمام شهوات همینطوریند تا به شخوت می رسه ول می شه اصلا از دست می ره در برابر دنیا خویشتن دار و در برابر مسائل اخروی دلباخته است. وقتی لحظه نماز می رسه همین جوری شل می شه ول می شه نمازه، نمازه، نمی فهمه دیگه وقتی می رسه به اسم مقدس حضرت زهرا(س) ول می شه دلباخته است شل میشه وقتی به من فکر می کند چشم هاش از خوشحالی برق می زنه صورتش می درخشه ( و آن کس را که تقوا بلند مرتبت کرد هیچ گاه خوار نخواهد شد و انکه را دنیا عزیزش کرد گرامی ندارید ) کسی که تقوا بالاش می بره نه خوار می شه نه شما بهش به چشم خوار و پست نگاه کنید لباسش کهنه است؟ پادشاه جهان خلقت آقا امیرالمومنین(ع) کهنه ترین لباس خلقت رو پوشید که هیچ گدایی تو این دوره زمونه لباسی که 200 تا وصله داشته باشه نداره خوار نشمارید این دوست خداست دوست خداست. حرف های خاله زنکی دیدی شوهر متقی پاک کلاسش نزد خدا بالاست حلال و حروم سرش می شه، نون خالی هم که بخوره حلاله. برکت داره زندگیش می گه خاک بر سرت باجناقت رو نگاه کن ببین ماشاالله،( برق درخشنده دنیا شما را خیره نکند ). دنیا اینطوریه دنیا خیلی برق می زنه می درخشه خیره نشی ها این نور نیست این مهتابیه این نور نیست این برقه برق درخشنده دنیا ( ولا تشیموا بارقها و لا تسمعوا ناطقها و لاتجیبوا ناعقها ولاتصتضیئوا باشراقها ) سخن ستاینده دنیا را نشنوید اونایی که دنیا عزیزشون کرده باید ببینی اول خدا عزیزش کرده یا نه هر کسی که از دنیا بهره ای برد سریع دست رو سینه ات نذار بگو سلام علیکم پول داره که باشه، عالمه که باشه، هر چی می خواد باشه محبوبه که باشه مشهوره که باشه تو عزیزش ندار امیرالمومنین داره می گه ببین ارتبطش با خدا چه جوریه آقا پول داره سرمایه برا مملکت داره میاره به درک سرمایه ها همه مال خداست. سرمایه ای که این دنیا داره میاره اول هزار تا کیسه دوخته جای دیگه ای بیشتر گیرش بیاد می ره اونجا مطمئن باش ثانیا این سرمایه در مملکت امام زمان وقتی ارزش داره که سرمایه دارش خدایی باشه آقا این حرف های دمده چیه می زنی؟ به من چه امیرالمومنین داره می گه دمده است به من چه اقا داره می فرماید اون کسی که دنیا عزیزش کرده گرامی ندار اکرامش نکن باهاش راه نیو مگر اینکه ببینی با خدا هم ارتباطش خوبه مگر اینکه با خدا ارتباطش خوبه ( دعوت کننده دنیا را پاسخ ندهید ). از همین امشب، از فردا، دیروز، پریروز، همنشینت بوده است و خواهد بود. عده ای در گوشت صبح تا شب ویز ویز می کنن می خوان تو رو وصلت کنن به دنیا از همکلاسی و همدانشگاهی و همکارت بگیر تا خانواده ات و پدر و مادرت و ( بعضی ها رو دارم می گی ها ) مادر بزرگ و دختر خاله و پسر خاله و دختر عمه و غیره. همه وسوسه ات دارن می کنن حواست باشه مومن در برابر دنیا فریفته نمیشه در گوشت دارن هی می گن آقا یعنی چی بسه دیگه ماه رمضون تموم شد چته؟ یه ماه دیگه هر کاری گفتی کردیم هنوز هم؟ اصلا مگه ما چقدر وقت داریم؟ چقدر مگه من وقت دارم؟ تو خودت مگه اتآن 50 سالت نیست چند تا ماه رمضون گذروندی؟ چند تا دیگه می خوای بگذرونی؟ اگر عادت کنید فریب دنیا رو بخورید نه تو جوانی که تو پیری هم ولتون نمی کنه تا آخر عمر گیری به این دنیای بدبخت. ما بدبخت، اون هم بدبخت، دوتا بدبخت خوردیم بهم دیگه. گدا به گدا رحمت خدا. غنا دست خداست ( فریفته کالای گران قدر دنیا نشوید) روایت داریم از امام باقر که دنیا بصورت زن زیبایی به آقا امیرالمومنین جلوه کرد که خودشو باز کرد جلوی علی اومد گفت من دنیا هستم اگه یه بله به من بگی تمام خزائن دنیا رو برات باز می کنم. راست هم می گفت ها. اگه یه بله به من بگی تمام گنج های دنیا رو بهت نشون می دم کجاست. تمام قدرت دنیا رو در اختیار تو قرار می دم فقط یه بله. آقا امیرالمومنین یه جمله فقط جواب دادن و این نشون می ده که این یه جمله رو اگه تو هم یاد داشته باشی و تکرار کنی در برخورد با دنیا جواب می ده این جمله را شاعر اینگونه به شعر در می آره.

برو بکار خود ای دون که در دیار علی        به عالمی نفروشند مویی از زهرا

      دنیا تورو فریب نده ( از تابش دنیا روشنایی نخواهید یافت) همانا برق دنیای حرام بی فروغ است. این نعمت هایی که دنیا داره به تو عرضه می کنه به قیمت دشمنی با خدا ! آقا تو یه تیکه کوتاه بیا همه چیزت با ما دیگه می گه اینا فروغی نداره برای تو ماندنی نیست برا همین دنیات هم ماندنی نیست سخنش دروغ و اموالش به غارت رفتنی و کالا هایش تاراج شدنی است هر چی در گوشت داره ویز ویز می کنه دروغه، هر چی مال بهت می ده به همون راحتی هم ازت می گیره راحت غارتت می کنه تمام کالا های دنیا توسط خود دنیا و اهالی دنیا به دو شماره تاراج می شه ( آگاه باشید دنیای حرام چونان اشوه گر هرزه ای است که تسلیم نشود. فکر هم نکن ولت می کنه مانند فاحشه هرزه ای می مونه که هر چقدر بهش بگی نه دوباره میاد دوباره میاد صد هزاربار بگی نه دوباره میاد رهات نمی کنه مخصوصا که شیطون الآن آزاد شده الآن تشریف دارن آقا، مراقب باش ولت نمی کنه عشوه گر ( و مرکب سرکشی است که فرمان نبرد، دروغگوی خیانتکار، نا سپاسی حق ناشناس ) هر چی بهت می گه دروغ می گه تمام این آب هایی که داره بهت نشون می ده می گه آبه گوارا مایع حیات، سرابه، می ری 5 سال- 10 سال عمرتو می ذاری می رسی بهش می بینی هیچ چی نیست هیچ چی نا سپاسی حق نا شناس، هر چه قدر به دنیه و اهالی دنیا بدون رضایت خدا لطف کنی گویا دستت رو کردی در داخل دهان شیر هیچ هیچ سودی برای تو نداره ( دشمنی حیله گر، پشت کننده ای سرگردان، حالاتش متزلزل، عزتش خاری، جدش بازی و شوخی و بلندی آن سقوط است ) وقتی بالات می بره از راه حرام بالا می ری بدون که بالا می ری برای سقوط اگه یک مجرمی رو بخوان از بالای یه بامی پرت کنن اول می برنش بالا، دنیا می خواد پرتت کنه اگه داره این دنیای حرام تو رو بالا می بره، بدون یه سقوطی مد نظره. قراره با سه بخوری زمین خوشحال نباش آقا دیدی گفتن به سمت دنیا بری جواب نمی گیری، ما رفتیم جواب گرفتیم ببین داریم می ریم بالا مطمئنی؟ می ارزه این بالا رفتن به اون سقوطی که دیگه نتونی بلند شی. الآن پایین هستی راحت تر نیستی؟ خانه جنگ و غارتگری ( والحیود المیود حالها انتقال و طاتها زلزال و عزها ذل و جدها هزل و علوها سفل دار حرب و سلب و نهب و عطب اهلها علی ساق و سیاق و لحاق و فراق قد تحیرت مذاهبها و اعجزت مهاربها و خابت مطالبها فاسلمتم المعاقل ولفظتهم المنازل و اعیتهم المحاول ). (سر منزل نا آرامی ها، جایگاه دیدار کردن ها، به هم رسیدن ها و جدا شدن ها ). نیمی از دنیا به وصال ها می گذره، عادت کنی، خو بگیری، کیف کنی بعد نیمه دیگرش به این که از دماغت در میارن فراق فراق نیمش اینطوری است. ( راه های آن حیرت زا ) تو دنیا که می ری گیج می شی گم می شی کجا رو انتخاب کنم تو والذین جاهدوا فینا نیستی تو به سمت خدا نرفتی که لنهدینهم سبلنا باشی راه رو برات روشن کنن. گیج گیج گم می شی ( گریز گاه هایش نا پیدا ). راه فرار اصلا مشخص نیست. بلای دنیا می یاد تو هم با خدا ارتباط نداری هر کاری می کنی نمی تونی فرار کنی.و خواسته هایش نومید کننده و زیان بار است. پناهگاه های دنیا انسان را تسلیم مرگ می کند و از خانه خود بیرون رانده و چاره اندیشی آن ناتوان کننده است. به این می خوای نزدیک شی فاصله بگیر می خوای راحت باشی فاصله بگیر دنیا می خوای با خدا باش. آخرت می خوای با خدا باش. می خوای با خدا باشی فاصله بگیر. فاصله می خوای بگیری می شی متقی. تقوا داشته باش. همه بحث امشب ما رو فاصله گرفتنه ها چون یه مقداری می دونم از امشب کارت سخت می شه مخصوصا که ماه رمضون هم روت اثر کرده شیطون داره این نور رو می بینه و شدید دشمنی داره با این نور کارت از امشب سخت می شه فاصله بگیر ( فمن ناج معقور و لحم مجزور و شلو مذبوح و دم مسفوح و عاض علی یدیه و صافق بفکیه و مرتفق نجدیه و زار علی رایه و راجع عن عزمه و قد ادبرت الحیله و اقبلت الغیله و لات حین مناص هیات هیات ). حالا اونایی که دل بستند به دنیا رو آقا داره می گه اونایی که فاصله شون رو با گناه کم کردند یه دفعه دیدند چسبیدند آهنی تو دنیا آهنرباست اگر در میدان مغناطیسی دنیا قرار بگیری محال است جذب نشی محاله. تو این دوره زمونه محاله می گه حالا چه بسر اونا اومده ( نجات یافته ای مجروح یا مجروحی پاره پاره تن، دسته ای سر از تن جدا و دسته ای دیگر در خون خود تپیده گروهی انگشت به دندان و جمعی از حسرت و اندوه دست بر دست می مالند برخی سر خویش بر روی دست ها نهاده در فکر غوطه می زنند و عده ای بر اشتباهات گذشته افسوس خورده و خویش را محکوم می کنند.). وانفسا. رفت به سمت وانفسا. شلوغ، جماعت یکی از اینور می ره یکی از اونور می ره یه عده رو دارن می کشن یه عده رو دارن می زنن یه عده خوشحالن یه عده می خندن یهعده سیاهن یه عده سفیدن یه عده انسانند یه عده حیوونند. خوباشون نشستند سر ها رو رو دست گذاشتند هی آه می کشن اشک می ریزن افسوس. گفت به ما خدا فاصله بگیرید ها دیدی چه بلایی سر خودمون آوردیم ( بر خویشتن خویش افسوس می خورند ) برا همین؟ برا یانکه 4 نفر خوششون بیاد؟ برای اینکه فلانی بگه بارکاالله؟ کو فلانی؟ کجایی فلانی؟ می دونی بدبختی چیه؟ خیلی از گناهکارها میان گناه رو میندازند تقسیر شیطون می گن خدا یا شیطون ما رو فریب داد می گه بیارینش، میارنش می گن آقا این منو فریب داد شیطون اونجا به گناهکار ها می گه که من فقط وسوسه کردم مگه در روایت نگفته بودم والمخلصین فی خطر عظیم مگه نگفته بود شما در خطر خیلی زیادی هستین چرا رعایت نکردین؟ مگه خداوند در قرآن نگفته بود کسانی که ما ولیشون باشیم شیطون بر اونها ساطانی و ولایتی نداره چرا نزدیک من شدید؟ مگه بهتون نگفته بود نزدیک به گناه نشوید چرا نزدیک شدید؟ من آتشم آتش باید بسوزونه برید به اعمال خودتون. خداوند قضاوت می کنه. می گه شیطون راست می گه هیچ ربطی به شیطون نداره هیچ چی رو سر شیطون نمی شه. اون وقت می گه رفیقم بد بود، محیطو خراب بود، آقا نشد. چی چی رو نشد؟ این همه شد داریم تو می گی نشد؟ این همه آدم داریم از شد تو می گی نشد؟ وعده ای از عزم و تصمیم ها دست بر داشته اند چرا که راه فرار و هر گونه حیله گری بسته شده نه می شه فرار کرد نه می شه قایم شد نه می شه مکر کرد نه می شه دروغ گفت تو این دنیا وقتی می گفتند فلان کردی، نه نه به خدا نه به حضرت عباس! اونجا چی؟ اونجا می تونی بگی؟ تو این دنیا با مکر و حیله و ریا و نفاق و خود فریبی و مردم فریبی ظاهرت رو با ایمان حفظ کردی اونجا هم می تونی حفظ کنی؟ اونجا خود اعضا و جوارهت گواهند تو اصلا لازم نیست حرف بزنی. ودنیا آنها را غافلگیر کرده است این بدبختی دنیاست آوردش به خودش چسبوند تو رو یه دفعه ولت کرد زیر خاک، تا آمدی به خودت بجنبی، آقا ما می خواستیم توبه کنیم تموم شد دیگه به سلامت. حالا توبه کنی کجا رو می خوای بگیری؟ مگه فقط با توبه کردن همه چیز حله؟ و کار از کار گذشته است عمر گران بها هدر رفته است ( هیهات هیهات! قد فات مافات و ذهب ما ذهب و مضت الدنیا لحال بالها فما بکت علیهم السماء والارض و ما کانو منظرین ) هیهات آنچه از دست رفت گذشت آنچه سپری شد رفت و جهان چنانکه می خواست به پایان رسید. نه آسمانی بر آنها گریست و نه زمین و هرگز دیگر به آها مهلتی داده نشد این هم ماه رمضون تموم شد چکار می خوایم بکنیم آقا خیلی بد شد تموم شد؟ نه نه اتفاقا به نظر من خیلی خوب شد تموم شد! چرا؟ برای اینکه می خوام به خدا نشون بدم چند مرده حلاجم می خوام به خدا ثابت کنم تا حالا می گفتم آقا ماه رمضونه و خدا و فرشته ها و ملائکه و ....... مردم می گفتن این ماه رمضون اینقدر خوبه حالا بذار تموم بشه نفسم به خودم همینو می گفت خودم به خودم می گفتم تو ماه رمضون اینقدر خوبی ها خراب می کنیم نه خوشحالم الآن وقت امتحانه می خوام ثابت کنم من چون رفیق شدم با خدا دیگه به رمضون و غیر رمضون و مکان و زمان و خیابان و حسینیه و جمعه و شنبه برام فرقی نمی کنه می خوام ثابت کنم به خدا راهش همینه بشینیم فکر کنیم زمینه های گناه برطرف بشه فاصله ما با گناه زیاد بشه وقتی می ری نزدیک گناه راه می ری خوب معلومه آدم پاش می لغزه معلومه اینطوریه.  

|+| نوشته شده در  دوشنبه 27 شهریور1385 ساعت   توسط زهرا  | 

امتحان الهی از دیدگاه سید محمد انجوی نژاد

علی (ع) و امتحان 1

از حکمت 116 نهج البلاغه شروع می کنیم. و قال علی (ع):

« کم من مستدرج بالاحسان الیه و مغرور با لستر علیه و مفتون بحسن القول فیه و ما ابتلی الله احدا بمثل الا ملاء له »

     بحث سر اینه که آیا اصلا امتحان کردن از مومنین و مومنات یک کار مفید و پسندیده ای است. یا بهتره که ما این همه روایت و آیه و این همه سخنان و تجربه بزرگان و اولیاء وائمه رو کنار بگذاریم و یک شعر رو بنای کارمون قرار دهیم و بگوییم:

            بی امتحان مرا به غلامی قبول کن           رسوا شود دل من اگر امتحان دهد

      آیا بهتر است که ما امتحان داشته باشیم یا نداشته باشیم؟ اصلا امتحان دادن چیز مفیدیه؟ اصلا ما این تقاضا رو داشته باشیم از خدا که ما رو امتحان کنه؟ یا نه بگوییم آقا ما همین طوره خوبیم دیگه داریم زندگی می کنیم، الحمدلله خوبم هستیم، نماز و روزه مون هم داریم می خونیم. الحمدلله اهل اشک و جلسه و گریه هم هستیم،تموم دیگه ماتحان لازم نیست.

      در حکمت 116 آقا امیر المومنین یه خطر رو از بی امتحانی بیان می کنند خطری که شاید خیلی از ما ها بهش توجه نداریم. بی امتحان بودن از یه نظر برای انسان که اهل کسالت و تنبلیه خیلی خوبه. شاگرد تنبلها سر کلاس خیلی خوشحال می شن اگه امتحانی در کار نباشد. اما وقتی بحث به مومنین و مومنات یا بهتر بگیم شاگرد زرنگها و خواص میرسه اینا نسبت به امتحان خیلی با دقت و ظرافت نگاه می کنن. آیا امتحان بگیرن از ما یا نگیرن؟ این خیلی مهم بحث خیلی مهمیه. آیا اگر احیانا دبیرستانی یا دانشگاهی باشد که بگویند آقا ما از اول تا آخر که شما می آیید درس می خونید تا آخر کاری به کارتون نداریم. اخر کار یه مدرکی بهت می دیم. بحث سر اینه که شما 4 سال  بیایید دبیرستان وپیش دانشگاهی و 4 سال بیایید دانشگاه این هم لیسانست به سلامت.

      آیا این اصلا فی نفسه خوبه؟ و اگر در این کار مادی کوچک خوب نیست آیا ما می تونیم بگیم در معنویات خوبه؟ آقا امیر المومنین یک خطر رو اینجا مشخص می کنند، چی می فرمایند: (کم من مستدرج بالا حسان الیه ) چه بسا کسانی که اگر دائما در حال محبت دیدن باشند اینها در دام می افتند. یعنی چه؟ عینی اگر پدر، مادری، معلمی، استادی، رفیقی، برادری، خواهری، ولی ای دائما به زیر دست مادی و معنوی خودش احسان کنه، دائما آقا الحمد لله رب العالمین. از وقتی از مادرم به دنیا آمدم کوچکتری بلا و ناراحتی از جانب خداوند به من نرسیده. نه مریض شدم، نه یه وقت شده حاجتی از خدا بخوام و حاجتمو نده.

      یه کسی با من تماس گرفت می گفتش کهآقا من نه نماز می خونم نه روزه می گیرم نه ترک محرمات می کنم هیچی هیچی هیچی ولی خیلی خدا رو دوست دارم و خدا هم منو خیلی دوست داره. گفتم اصلا با هم جور در نمیاد. گفت چرا من الآن مثال می زنم براتون ببین جور در میاد یا نه. گفتم چیه. گفت آقا منرحرف نزده خدا حاجتمو می ده. ببین چقدر منو دوست داره. آیا اگر انسانی در تموم طول زندگیش مورد رحمت خداوند واقع بشه این خوبه؟ آقا خطا کردم از    می بینی. ولی خدا می خواست بشینه رو کرسی، پایه کرسی لغزید. با سمت راست و خورد زمین دستش شکست. دادش به آسمون رفت رو کرد به خدا گفت چه خبره؟ چی کار کردیم دست ما رو شکستی؟ خداوند فرمود چرا رو صندلی می خواستی بشینی بسم الله نگفتی؟ ما حالا این دوتا مقوله رو چه طوری با هم جمع کنیم. یه کسی تا نگفته ف، خدا تا فرح زاد بهش می بخشه یا اون کسی که یه وقتی روی صندلی می خواد بشینه بسم الله نمی گه خدا دستشو می شکنه. بحث سر اینه کدوم یکی از اینا آدم خوبی اند؟

      « و لو اراد الله ان یخلق آدم من یخطف الابصار ضیاوه و یبهر العقول رواوه و طیب یاخذ الانفاس عرفه لفعل »       

       آیا بی امتحان مرا به غلامی قبول کن به عنوان یه شعر می تونه پرچم وعلم تقوای ما باشه؟ امیر المومنین می فرما یند: چه بسا انسان هایی که دایما بهشون احسان می شه و اینها در دام افتادند. دامی که نامش استدراج است (و مغرور با لستر الیه) کسانی که در دام استدراج می افتند با ستر خدا به خودشون مغرور می شن. اینقدر کثافت کاری و گناه و خطا و کارهایی که مستحق عزابند انجام می دهند، خداوند اصلا به روش نمی یاره. اصلا یه بار دوبار . دفعه اول می گه الحمدالله خدا را شکر، یا ستار العیوب، یا من اظهر الجمیل، و ستر القبیح. بعد یواش یواش اصلا فکر می کنه قاعده اینه که بنده گناه کنم، خدا بپوشونه. این قائده نیست این دام دام استدراج یعنی این کسانی که مفتون می شن در حقیقت جادو می شن. در این ارتباط خوبی که فکر می کنند با خداوند دارند، چی می گه:

      « و ما ابتلی الله احدا بمثل الا ملاء له »

      خدا هیچ کسی را اینگونه اذیت نمی کند. خیلی کلام بزرگیه ها. خداوند هیچ کس را اینگونه عذاب نمی دهد، که اگر در تمام طول عمرش فقط بهش احسان بشه، هیچ بلا و رنج و ناراحتی نبیند و هیچ وقت آبرویش نره. خدا هیچ کس رو همینطوری عذاب نمی کنه. این خیلی حرف عجیبیه از امیر المومنبن یعنی چه؟ یعین اینکه آقا اسم این هست استدراج. استدراج یعنی درجه به درجه بدون اینکه شخص بفهمه شخص به آتش ابدی نزدیک می شه. امام صادق فرمود که برخی از شما سرتون درد می گیره، این سردرد مال اون گناهیه که اون روز انجام دادید. برخی از شما اینطورید. عینی خداوند اگه گناهی انجام دادی معطتش نمی کنه همونجا یه سر دردی برات نازل می کنه حداقل. فرمود که آقا یه وقت می بینید اموالت آتش گرفت بدونید آتشیست که به گناهانت زذه شده. یکی هم می بینید نه ربا داره می خوره روی ربا لایه به لایه شکم می آره، انگار نه انگار، بدی هم تو زندگیش نمی بینه. خداوند می فرماید این می دونید مال چیه؟ اگه یکی دو بار هم می بینی ما یه کم بهش اخم و تخم می کنیم :

      « و لو فعل لظلت له الاعناق خاضعه و اخفت البلوی فیه علی الملائکته و لکن الله سبحانه یبتلی خلقه ببعض ما یجهلون اصله، تمییزا بالاختیار لهم ونفیا للا ستکبار عنهم و ابعاد اللخیلاء منهم »

      تقصیر شما مومنین ومومناته نمیذارید ما این کافرارو خوب اذیتشون کنیم. برای اینکه امیر المومنین می فرمایند: بدتری عذاب اینه کهخدا احسانش رو قطع نکنه، پرده ها رو ور نداره. در روایت داریم اگر مومنی به زنا نعوذ بالله العیاذ بالله اگر به زنا دچار بشود. نه عذاب در دنیا و نه عذاب در آخرت به این مومن می رسه. اما می بینم یه عده ای هستند صبح تا شب شغلشون اینه، عذاب دنیاهی هم خبری نیست. این یعنی خدا دوستشون داره؟ آبروش هم نمی ره خدا دوستشون داره؟ امیر المومنین می فرمایند: از این عذاب بدتر نداریم که انسانی گناه کند اما بلا ورنج و آزمایش بهش نرسه و خدا هم آبروش رو نبره از عذاب بالاتر نداریم. چرا؟ چون می فرمایند این استدراجه یعنی خداوند اینقدر از این بدش میاد که عذاب های دنیوی را برای این کافی نمی داند. یه کم باید ترسید میگه نه این عذاب برا مردم عادی هه، کافی نیست براش من و شمایی که چشممون رو بستیم و خیالمون بر این هست که به هر حال همین دنیا، ما که قرار نیست که با پایان دنیا فکر کنیم پایان همه چیزه، مارکسیست که نیستیم که من و شمایی که چشممون رو بستیم می گیم الحمد لله این دنیا داره خوب می گذره. آیا هیچ فکر کردیم این 50 - 60 سال خوب بگذره می ارزه به این که اون مقدار سالی که نمی دونیم چقدر بخواهد خداوند اونجوری ما رو عذاب کنه. پس در حقیقت بی امتحانی نه تنها خوب نیست بلکه نشان دهنده خشم و غضب خداست. اما کلمه بعدی در بحث ارتباط امتحان با کبر از قول آقا امیرالمومنین خطبه 192 به نام خطبه قاصعه ای قاتله. قاصعه یعنی در هم پیچوننده یعنی نسخه ای یا چیزی را پیچیدن، یعنی دمار از روزگار چیزی درآوردن. می فرمایند علما ای قاتله و بهتره بگیم قاتل تکه تکه کردن چیزی قضیه چیه؟ قضیه اینه که امیرالمونین (ع) در خطبه قاصعه شیطون رو کاملا به زمین می زنه و تمام کید های شیطون را رو می کنه. اگه قرار باشه یه وقت خطبه قاصعه رو به تنهایی، چون کی از خطبه های واقعا مفصل نهج البلاغه « یا علی ان القوم سیفتنون باموالهم » است به تنهایی باز کنیم خودش یه ماه رمضون کار داره. ولی خوب خوبه که خطبه رو قسمت به قسمت یکی دو قسمتش رو ماه رمضون قبل باز کردیم یه قسمتش رو هم الآن باز می کنیم.

      راجع به ارتباط امتحان و تکبر که اگر امتحانی در کار نباشد چه بلای بزرگی سر ما میاد. عنایت بفرمایید:

     « و لو اراد الله ان یخلق آدم من یخطف الابصار ضیاوه و یبهر العقول رواوه و طیب یاخذ الانفاس عرفه لفعل »

      اگر خداوند اراده می کرد آدم را از نوری خلق کند که چشمارو خیره کند و زیبایی انسان عقلها را مبهوت سازد و عطر و پاکیزگیش یا حس بویایی جهان را تسخیر کند. اگر بود این چنین می توانست بکند هیچ اشکالی نداره برا خدا، خدا می تونست انسان را در نهایت نورانیت و زیبایی و خوش بویی خوش کلامی و یه طوری که جهانیان رو مفتون کنه، خلق کنه اما « و لو فعل لظلت له الاعناق خاضعه و اخفت البلوی فیه علی الملائکته و لکن الله سبحانه یبتلی خلقه ببعض ما یجهلون اصله، تمییزا بالاختیار لهم ونفیا للا ستکبار عنهم و ابعاد اللخیلاء منهم » اما خداوند اینچنین نکرد، می توانست گردن ها را یه کاری کنه کهدر برابر آدم ها هم فروتن باشند. می تونست که آزمایش فرشتگان رو برای سجده بر انسان آسان بگیرد. اما خداوند مخلوقات خود را با چیز هایی که خبر ندارند امتحان می کند تا خوب و بد تمیز شوند و کبر و غرور از آنها زدوده شود. در روایت داریم روایت قدسیه می گهبنده من اگه امدی تو عرش خوب دقت کنید و عبادت جن و انس رو با خودت آوردی شما حساب کنید تمام جنیان و تمام انسان ها چقدر عبادت می کنند. همه رو بدهند به مااگه همه اینو با خودت آوردی دیدم یه خردل، یعنی به اندازه یک دونه ارزن کبر در داخل وجودت هست همش رو می زنم به کمرت. کاری نداره، یه جمله بسیار نورانی از فضلا و علمای بزرگ قدیم هست در این جمله می گه که اگر انسانی شبی را به نماز باستد تا صبح نماز بخونه و بعد از نماز صبح، بین الطلوعین اعمالش رو انجام بده و بخوابد و انسان دیگری فقط نماز صبح رو بخونه و تمام مدت بخوابد، خواب این انسان دوم به مراتب ارزشمنتر است در صورتی که وقتی می خوابه با خودش بگه که من امشب رو خوب بندگی نکردم، از عبادت اون بنده ای که با رضایت از بندگی خودش سرش رو به متکا بزاره امشب ما یه کاری کردیم. امشب رفتیم مجلس. همین رفتیم مجلس تموم می شه. کار تموم شد. « و یمنون بدینهم علی ربهم ». یکی از چیز هایی که مومنین و مومنات ازش غافلند و اتفاقا دقیقا همین یه تکه تمام عبادت ها رو خراب می کنه. یعنی آقا کلمه خسر الدنیا و الا خره ریا هست و کبر انسان هایی که دنیای خودش رو می بازند آخرت هم می بازند. آقا وقتی اومدی در بارگاه دین باید خاضع تر بشی، باید خاشع تر بشی. خیلی از ما ها فکر می کنیم دین که در یکی از خطبه های، دیگه حالا بحث کبر نیست فقط دارم اشاره می کنم. ما فکر می کنیم دین برای انسان ابهت می آورد و ابهتی که می آورد رو ما فکر می کنیم خودمون باید اعمال کنیم آقا ما دینداریم مذهبی ایم پس اینجوری باید راه بریم. یکی از علمای بزرگ نقل می کرد می گفت رفتم تو حوزه علمیه تو حیاط پایین داشتم راه می رفتم یه دفعه دیدم یکی گفت سلام علیکم گفتم علیکم السلام کی بود کسی نیست چهار قدم دیگه رفتیم گفت سلام علیکم  و علیکم السلام کجایی بابا؟ کی ای تو؟ دیدیم خبری نیست دفعه سوم گفت سلام علیکم. دیگه ما گفتیم آقا یکیه ما رو دست انداخته. پشت این ستون ها قایم شده. خجالت هم نمی کشند علما رو هم دست می اندازند. گشتیم اینور و اونور دیدیم خبری نیست این سلام علیکم هم قطع نمی شد. رد صدا رو گرفتم رفتم بالا تو حجره ها دیدم یه طلبه ای لباس روحانیت پوشیده خیلی مرتب عمامه رو مرتب کرده ریش ها رو شونه زده حنا بسته یه آینه قدی گذاشته جلو آینه هی رد می شه هی می گه سلام علیکم. داره تمرین سلام می کنه که ما چه جوری سلام کنیم. که وقتی سلام می کنیم طرف همچین بگیره، قشنگ دیگه بگیره. ابهت و دیانت ما توش جلوه کنه این کبره، ب بسم الله، هنوز نقطه اول دین  تازه لباس پوشیده رفته سمت جهنم. کبر کبری است که انسان را زمین می زند. اگر انسان فکر کند کسی است. آقا 20 سال تو زندان بودی به خاطر اسلام خدا خیرت بده، 10 سال هم برااسلام جنگیدی خدا خیرت بده، 10 سال از زندگی و نون و زن و بچه ات زدی خدا خیرت بده.

« و یتمنون رحمه »  اما اگر فکر کنی کسی شدی تمام اینها در مسیر شیطان بوده تمامش. امروز یه بنده خدایی می گفت از نظر ظاهری کشور های عربی اهل سنت و فلان و فلان تو ماه رمضونی اینا جلوه اسلامیشون از ما خیلی بیشتره حقیقت هم همینه دیگه خیلی بیشتره اونا مثل ما تو خیابونا سیگار نمی کشند تو ماه رمضون. موقع افطار هم می شینن سر سفره افطار می کنند. همه روزه می گیرن. نماز جماعت ها صفوف مرتب، منظم. گفتم نماز بی ولایت نماز شیطونه هر چه بیشتر بخونند شیطون بیشتر کیف می کنه. کاریشون نداره نماز بخونند. نماز تو ارزش داره ولی اونو کاریش ندارن هر چی می خواد نماز بخونه. بشینه روزی ده دور قرآن بخونه. اون هم می گه بارک الله الله الله طیب الله انفسکم. مثل اون عارف اصفهانی می گفت دم مرگ رفتم سراغ یه کسی هی می گفت اشهد ان لا اله الا الله. شیطون دم در واستاده بود می گفت صدق عبدی راست می گه این خدا غیر من نداره این. کبر انسان را در مسیر دین می ذاره تو مسیر شیطون یعنی انسان نماز می خواند برای رضای شیطان. کبره دیگه، شوخی نداره. اگر تو ظاهرت و باطنت آراسته شد به فضایل دینی. ظاهرت، حجابت، نمازت، قرآن خوندنت آراسته شد به فضایل دینی، فقط و فقط در صورتی در مسیر خداست که فکر نکنی کسی شدی. اگر امروز فکر کنی کسی شدی، باختی. خوب امتحان چکار می کنه؟ امتحان بشر رو از کبر دور می کنه. این خیلی مهمه. امیر المومنین اینجا این رو می فرمایند: چه بسا گناهی که تو انجام می دهی و این گناه در مسیر رضایت الهی از ثواب چند روز تو، از اعمال واجب و مستحب چند روز برتره یعنی چه؟ تفسیر داره یه وقت تو ثواب می کنی فکر می کنی کسی شدی. تعطیله کارت. یه دفعه خدا زمینت می زنه. بد جور به خودت می آیی. انا عبدک الضعیف الذلیل الحقیر. این گناهه ثوابش از اون عبادته بیشتره خیلی بیشتره و برا اونایی که مومن حقیقی هستند پیش می یاد ها، پیش می یاد. « و یامنون سطوته » مثلا ماه رمضونو دیدی خیلی هاتون اینطوری بودید. مثلا بعد از اعتکاف قشنگ اومده اعتکاف کرده چه حالی، چه صفایی، فلان. ظهر روز بعد از اعتکاف زنگ زده گریه زاری، چی شده؟ نماز صبح امروزم قضا شده همینه. زدت زمین. یه وقت فکر نکنی تو اعتکاف کسی شدی ها. آقا نماز صبح روز عید فطر ما قضا شد. تقصیر خودته. فکر کردی کسی شدی. خدا می خواست بهت ثابت کنه چه بسا ترک واجبی یا گناهی که برای مومن یا مومنه ای پیش می آید و اثر فضیلتی اش برای روح اون مومن یا مومنه از اون هم عبادتی که انجام داده بیشتره چون عبادت باعث شده سر شو بالا بگیره فکر کنه کسی شده و این گناه سرشو آورد پایین. هیچ چی نشدی هیچی نشدی. جوازی برا گناه نیست اما پیش می آید گناهان نا خواسته. هیچ چی نشدی. نماز صبحش قضا شد راحت راحت قضا شد. زمان جنگ یه بنده خدایی بود اینقدر شب عملیات آرپی جی زده بود که تا نزدیم صبح از گوشش چرک و خون می اومد و همه بچه ها دیدن چکار کرد یه تنه، یه تنه نصف یه تیپ رو عقب برد. بعدا به من گفت: می گفت اون روز صبح نمازم قضا شد. فقط برا اینکه خداوند به من اثبات کنه « و ما رمیت اذ رمیت و لکن الله رمی ». اینو داشته باش فکر نکنی به جایی رسیدی. الآن دیگه ملائکه میان جلو صف می کشن. یکی از سوال هایی که تو ذهن من خیلیعجیبه و خیلی هم بعضی وقت ها تو خلوتم با خدا دعوا دارم، هنوز به جوابش نرسیدم. وقتی به جواب رسیدم به شما هم می گم. ولی سوال اینه که چرا با این همه ادعا در بارگاه عرش و ملکوت اینقدرسمت خدا که می ریم نازه، اینقدر سمت شیطون که می ریم آغوش بازه، این این وسط مونده. دقیقا یکی از جواب هایی که می شه یه کم جمع و جورش کرد تو کلمه امتحانه. بارگاه خدا جای هر بی کس و کاری نیست « و یستحلون حرامه با لشبهات الکاذبه ».عشق بازی کار هر شیاد نیست. اون بارگاه شیطونه هر کی می خواد بیاد تو. بارگاه خدا جای خواصه. الکی الکی جای هر شیادی نیست، از راه برسه بیاد تو بخواد هر حرفی با خدا بزنه. جای نازه در بارگاه خدا اگر کار سخته فقط برای همینه. این امتحانات هست برا اینکه مشخص بشه مردم چند دسته اند. اون دسته خاص خالص اون خواص کار آخر اکر وقتی می خوان بیان از چندین فیلتر رد شده باشن. امتحانات مختلف می فرمایند: تمام امتحانات رو می آرم آخر کار باز یه امتحان اصلی گذاشتم کنار. اسمش مقامه. یعنی انسان تمام این ها رو که رد کرد پاک پاک شد، شهوات رو پشت سر گذاشت، کبر رو پشت سر گذاشت، فلان و فلان همه رو رفت تا آخر، تازه می گیم بیا اینجا این مقام رو بگیر ببینیم چکار می کنی. خیلی از کسانی کهدر منابر و اینور اونور عند تقوا بودند، وقتی به مقام می رسند همه چیز رو گم می کنن. همچین زیاد هنری نیست.خارج از مقام ارد دادن و کنار گود نشستن و بگن لنگش کن اصلا هنری نیست. اعتراف کنیم هممون، هنری نیست. در مقام تذکره به مقام عمل که رسید مقام اگر انسان بتونه اونجا خودش رو نگه داره. لذا امتحانات باعث می شه که صره از ناصره مشخص شود و در حقیقت انسان از کبر و غرور هم دوری بجوید. و ام این قسمت از بیانات آقا امیرالمومنین (ع) خطبه 156 است که به نحو کاملا معجزه آسایی اشاره داره به بعضی امتحانات آخر الزمان. می فرمایند که پیغمبر به من فرمودند که یا امیرالمومنین زمانه ای می آید « یا علی ان القوم سیفتنون باموالهم » عده ای هستند که امتحان می شوند به اموالی که مفتون آن شده اند. یعنی امتحانات مالی و اقتصادی یکی از بالا ترین و آخر الزمانی ترین امتحانات است. همین الآن در همین جامعه امروز ما کسانی بودند که برای خدا جان می دادند و حاضرند جان بدهند اما به پول که می رسند توقف می کنند.« و الاهواء الساهیه فیستحلون الخمر بالنبیذ و السحت بالهدیه و الربا با لبیع » به پول که می رسند دیگر عقلشون رو از دست می دهند.« و یمنون بدینهم علی ربهم » کسانی هستند که وقتی دینداری می کنند به خدا منت می ذارن. خدا یا نگاه کن ما اهل نماز و روزه ایم دیدی تو خیابون چه خبره، ما اهل نماز و روزه ایم. نگاه موقع افطار چه خبره، ما داریم افطاری می خوریم. در دینداری خودشون به خدا منت می ذارن ما اهل مسجدیم، ما عضو کانونیم، عضو هیئتیم، عضو پایگاهیم، عضو هیئت امناییم، ما مسجدی هستیم، ما کار خیر می کنیم، ما تو خیریه کار می کنیم، فلان و فلان. بر خدا برا دین داری شون منت می ذارن. ببین چه امتحان عجیبی « و یتمنون رحمته » در دینداری بر خداوند منت می گذارند. نه بخاطر دینداری شون توقع رحمت هم دارند. البته خدا خیلی خدای کریم و عجیبیه ها. بنده دین دارم برا خودم دارم، کار دنیامو داره راه می اندازه کارهای قبر و قیامت و آخر تو داره راه می اندازه. خدا می گه بر این کارراه اندازی خودت، من یه حسنه ای می گذارم چون شما بچه اید. مثل بچه کوچولو هایی که می ره بیست می گیره مادر جایزه هم بهش می ده. خدا ما رو بچه پنداشته خیلی خوب یه پولی هم می ده ولی می گه یه عده ای نه رسما، دو زار دین داره بر دین داریش بر خداوند منت می گذاره و توقع رحمت هم داره « و یامنون سطوته » خود را از قدرت و خشم خدا ایمن می دارد « و یستحلون حرامه بالشبهات الکاذبه » بخاطر شهوتها، بخاطر مسائل نفسانی، خودشون حرام های خدا را حلال می پندارند، حالا آقا حرام می خوری بگو حرامه توبه کن. می گه نه آقا حلاله کاری نکردیم که بابا این حرفی که می زنی حروم بودا. ول کن بابا. مراقب زبونت باش بابا ول کن. بابا آبروی مردم رو نبری ها ، ول کن بابا صفتشو دارم می گم، آقا جمع کن خودتو  ول کن بابا خبری نیست که آقا یه قرون دو زار در حساب دینی با صد میلیون ، دویست میلیون فرق نمی کنه، دزدی دزدیه ، ای آقا ... همین ای آقا، حلال انگاشتن حرامهای خدا، یکی در زبان یکی در عمل، همین که بنده بدون توبه کار حرومی رو مرتکب می شم، وقتی مرتکب می شم دیگه فکر نمی کنم باید توبه کنم بابا گر چه باب شده اما باب شدن باعث حلال شدن گناه نمی شه اگر چشمها همه ناپاکه همون یه نگاه که گفتند اینقدر مضره و تیری از سمت شیطانه تا آخر قیامت همان یه نگاه  همان قدر مضره. حالا همه نگاه می کنند،دلیل نمی شه بگی آقا دیگه حلال شده،اگر غیبت و تهمت و دروغ، اگر دروغ حرومه ،حرومه دیگه دروغ ،دیگه شوخی و جدی نداره که« و الاهواءالساهیه فیستحلون الخمر بالنبیذ و السحت بالهدیه و الربا بالبیع » حلال می شمارند شراب رو می گن آب انگوره انگور مگه حلال نیست ؟ رفته بود پهلو یه حاکمی، حاکم شرعی بفرمائید آقا اگر کسی آب انگور بخوره حرومه؟ گفت نه گفت اگه آدم بره تو آفتاب بشینه شکمشو باز کنه، بده بسمت آفتاب این حرومه؟ گفت نه. گفت اینجوری خودشو تکون تکون بده حرومه؟ گفت نه. گفت پس برا چی می گی شراب حرومه؟ شراب آب انگوره می ذارن تو آفتاب یه کم تکون می دن. گفت خیلی خوب حالا اگه یه کسی خاک بریزه به سرت مشکلیه؟ گفت نه می تکونم. بعد یه کم آب بریز روش چی؟ گفت نه. گفت حالا وایسی تو آفتاب چی؟ گفت نه. گفت حالا اگه همینو با همدیگه مخلوط کنه بعد بذاره تو آفتاب خشک بشه با آجر بزنه تو سرت نظرت چیه؟ چه قشنگ داره همه چیز رو حلال می کنه البته یه زمانی که فتوایی بود راجع به رقص که بنا به فتوای جدید مقام معظم رهبری یه کم باب رقص رو رو بازتر کرده خیلی جاها شو حلال می دونه، ولی قدیم می گن یارو اومد پهلو آخوند گفت آدم یه اینطوری کنه حرومه ؟ گفت نه گفت حالا این دستش هم اینطوری بکنه اشکالی داره ؟ گفت نه گفت اگه کله اش هم اینطوری کنه؟ گفت نه گفت پاشم اینطوری کنه؟ گفت نه گفت حالا اگه همشو با هم بکنه چی؟ گفت این حرومه . همشو با هم نه دیگه، یکی یکی ، راه ها مختلفه سعی می کنه میگه آقا پول خودمه آقا امیرالمؤمنین می فرمایند

 « الربا بالبیع » ربا رو کار اقتصادی می دونه پول خودمه حلاله؟ حلاله دوست دارم بدم به یکی دیگه این کار حرومه؟ نه بده اون وقتی می خواد برگردونه به من دوست داره یه چیزی بذاره روش هدیه بده به من اسمش هدیه است حرومه؟میگه آقا ربا رو اسمش می ذارن هدیه رشوه رو اسمش می ذارن هدیه میگه آقا من کار بنده خدا رو دارم انجام می دم این با میل قلبی اش دوست داره یه چیزی به من کمک کنه بابت این محبتی که دارم می کنم و کار رو انجام می دم. پس این حقوقی که تو می گیری برا چیه؟ اسم رشوه رو می ذاره هدیه اسم ربا رو می ذاره معامله که البته این هم بهتون بگم اگر واقعا به سمت دین رفته باشین با مسائل دین آشنا باشین خیلی از مسائل که حرومه مثل ربا خیلی راحت تو دین ، بدون کلاه شرعی می تونی این قضیه رو درستش کنی خیلی راحت نمی دون چرا بعضی ها می ترسن این چیزها رو بگن، ما که نمی ترسیم از این چیزها آقا جون شما می خواهید صد هزار تومن بدی به یکی هشت ماه دیگه صد و بیست هزار تومن بگیری صد هزار تومنو یه سکه بخر بده بهش بگو 8 ماه دیگه یه سکه بده من تمام شد رفت. 10 تا سکه بده به طرف بگو سال دیگه 10 تا سکه بده به من کاری نداره که، اهلش نیستی. طلا، سکه قیمتش هم مشخصه 10 تا می دی به طرف می گی سال دیگه 10 تا بده به من. این می شه معامله، ربا هم نیست. کارت هم کردی، کلاه شرعی هم نیست. می گه آقا 100 هزار تومان می دهم به تو 100 هزار تومان رو که بهم برگردوندی من یه کبریتی بهت می فروشم، کبریت رو ازم بخر 20 هزار تومن. این مسخره بازیه. سکه بخر قربونت برم کاری نداره که. حبث سر اینه که ماها دیگه ابایی ماها که دارم می گم بعضی ها ابایی از رفتن به سمت گناهان نداریم می فرمایند: گناهان را حلال می شمارند این خیلی مشکله. یکی هست گناه می کنه به خاک می افته، عذر خواهی می کنه، رمضانه ماه سوختن گناهانه می سوزه می ره دنبال کارش. این خیلی فرق داره با کسی که گناه رو حلال می شمارد. می گه آقا مگه چیه؟ دارم پول میدم دلش می خواد یه چیزی بذاره روش، با دل خودش چه اشکالی داره     دیگه بر می گردیم می گیم آقا برا ربا چی نوشتند، برا رشوه چی نوشتند. « فقال بمنزله فتنه » کار به همین جا می رسه که مملکت بعضی جا ها اینطوری می شه دیگه. آدم نمی شه تو یه اداره ای بره تا رشوه نده کارش راه بیفته، این اشکال من و تو است. همه اشکال ها از کارمند ها و مسئولین نیست. اشکال از فرهنگ جامعه است. در فرهنگ که این ها حلال می شه، آقا از اینجا ما داریم، تا کربلا می ریم، کاروان زیارتی راه انداختیم، با اتوبوسمون خیر سرمون داریم می ریم کربلا تو مسیر هر پاسگاهی یه جوری ما رو پیاده کرد، خوب این چه دمله این مال چیه؟ مال اینه که حلال داریم می شماریم وگرنه آدم از زائر کربلا رشوه گرفتن خیلی مشکله، حلال شمردن قضیه است، اگر این فرهنگ جا بیفته که بابا جونه من حرامه، مخالفت خداست و جامعه این قسمت بی فرهنگ دور از دین ما نتواند این چیز هارو حلال بشماره خیلی عالی می شه « قلت یا رسول الله فبای المنازل انزلهم عند ذلک » مردمی که در این پایه هستند رو من بنامم « ا بمنزله رده، ام بمنزله فتنه؟ » این ها رو مرتد بدونند کافرند، می رن جهنم تا آخر عمرشون. آقا فرمودند خیر « فقال بمنزله فتنه ». این امتحانه، امتحان الهیه. این برا زمانی که شما مردم اینقدر دینداریتون ارزشمند می شه و آنقدر آمدن و رفقتناتون برا خداوند قرب و قدرت پیدا می کنه، که خداوند امتحاناتشو پیچیده تر می کنه. پیچیده تر با راه های مختلف می آید. یه زمان می گفتند: اگه دو زار بدی 5 زار بگیری رباست، الآن تو 500 تا لفافه ربا رو می پیچونند. بازی، یه اسم هایی روش می ذارن دیگه، شرکت گلد کوئیس، شرکت فلان می آید می پیچونند ربا رو برات، بعد می گه چرا زندگیم برکت نداره؟ جون می کنه بعد می آید مثلا آخرش هم می خواهیم بریم خونه یه ماشینی می آید می زنه بغل ماشین ما. این ماشینی که می آید می زنه بغل ماشین شما این امتحانه، امتحانه، یادت باشه این امتحانه. یه وقت یادمه تو مشهد دو و نیم نصف شب بود، دو و نیم نصف شب اصلا کسی تو خیابون نبود. زمستون سرما ماشین شیشه هاش هم یخ بسته بود سرد سرد. می خواستیم صبح بریم با یکی از بچه ها را       نقشه می کشیدیم که بریم یه کاری انجام بدیم که خودمون می دونستیم این کار اسمش رو گذاشتیم کار اقتصادی و سازندگی برا مملکت، توش صد تا گناهه. قرار بود بریم یه کار خونه ای رو مضاربه ای بخریم و فلان. با همین قرارداد هایی که بعد از جنگ برای شرکت برا برخی رز منده ها نوشتند و اغلب هم بیچاره شدند، بدبخت شدند، جلسه گرفته بودیم دو سه تا بودیم تو ماشین جلسه گرفته بودیم با سرعت 20 کیلومتر داشتیم می رفتیم سمت میدان شهدا  یه ماشینی از اینور اومد با سرعت 40-50 کیلومتر همینجوری جلوی ما هی هی هی گذاشت تو ماشین. به همین راحتی خواب بود. همون جا به خودمون اومدیم بابا این تذکره، داری با موتور یا ماشینت می ری یه دفعه یه نیش ترمز می زنی اگه نزده بودی زنرو زده بودی، مردرو زده بودی پرت شده بود اونور. این تذکر دوست داره خدا چی کار داریم ما؟ الآن داری می ری کجا؟ چی کار کردی؟ بعضی وقت ها خداوند قبل از بلا و امتحان به تو یه تذکری می ده یه کم می لغزی، یه کمی می ترسی، یه چیزی می بینی، بارها برات پیش اومده دیگه برای خود من خیلی وقتها پیش اومده مثلا دارم تو جاده فکر می کنم به یه قضیه ای که این قضیه شاید جالب نباشه. مثلا همین سری برای خودم پیش اومد آقا فلانی این حرف ها رو زد، همین طوری تو فکر بودم این حرفرو می زنه چه کار کنیم، ما از دست اینا چکار کنیم همینجوری تو فکر بودم یه دفعه دیدم از کنار روستا رد می شدم، دیدم یه عده ای یه تابوتی گذاشتن رو دوششون بلند بگو لا اله الا الله قبرستون هم بغل دست، یه مشت سنگ گذاشتن رو زمین می ریم اون زیر، این تذکره یعنی به چی داری فکر می کنی بدبخت؟ خیلی وقت ها کسانی که خدا دوست داره قبل از اینکه بیفتند تو دام بلا و امتحان اول یه دونه نیشتری بهشون می زنه، به قول ما ها یه دونه سری می زنه، یه دونه تزریقی می کنه، واکسن یه درد کوچیکی بهت می ده ببینه راه می افتی یا نه؟ اگر گرفتی بدون به اون بلای بزرگ هم نمی رسی. بگیر مطلب رو همونجا اگه جنازه رو دیدی بلند بگو لا اله الا الله بگیر وگرنه رسیدی شهرت، بابات مرده ها. خدا نمی ذاره تا بری تا اون آخر. دقت کن.           

|+| نوشته شده در  دوشنبه 27 شهریور1385 ساعت   توسط زهرا 

صبر از دیدگاه سید محمد انجوی نژاد
 

بسم الله الرحمن الرحیم

      الحمدلله المحمود بنعمته ،المعبود بقدرته، النافذ امره فی سماء و ارضه و نصلی و نسلم علی اشرف بریه و اکرم عباده و اکبر سفرائه ابالقاسم المصطفی محمد و علی اهل بیته الطیبین و اوصیائه المرضیین و خلفائه المعصومین لا سیما علی غوث المحفوضین و غیاث المضطر المستکین الذی للا مکان مصدر و للکون محور طاووس اهل الجنه المهد المنتظر و اللعنه الدائمه الابدیه علی اعدائهم و مخالفیهم غاصب حقوقهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین.

علی (ع)وصبر

      در ادامه نگاه به کلام نورانی آقا امیر المومنین (ع) در کتاب شریف ونورانی نهج البلاغه به نظرم رسید مناسب ترین بحثی که برای شب بیست و چهارم رمضان مفید و مناسبه بحث علی (ع) و صبر هست. آیا اگر در شب های قدرها از خداوند تبارک و تعالی خیر را خواستیم به معنای حذف کلمه صبر است؟

این مقدمه یکی دو دقیقه ایش خیلی مهمه، خوب دقت کنید. آیا وقتی که می گیم خیر از خدا می خوایم، عافیت از خدا می خوایم به این معناست که یکی از کلمات انسان ساز، مفید و مورد توصیه قرآن، خدا واهل بیت قرار است امسال حذف شود؟ صبری که جزء مراتب تکامل است. یعنی انسان اگه صبر نداشته باشه، خیلی از پله های تکامل رو نمی تونه طی کنه، صبری که بنای دین بر پایه این صبر استوار شده و نهاده شده آیا به این معناست که ما امسال قرار است که دیگه هیچ مشکلی و بلایی نداشته باشیم و صبر نکنیم؟ این یک قرار کاملا باطله چون صبر یه کلمه نورانیست. صبر جزء نعمت های خداوند است. بنا نیست که ما با دعا کردن یکی از نعمت های خداوند رو حذف کنیم. صبر یکی از مراتب انسانی در طول تاریخ بشریت بوده، هست و خواهد بود و برای هیچ کس نزول بلا رفع نمی شود. دانش آموز میتونه دعا کنه برا اینکه توفیق درس خوندن داشته باشه، نمی تونه دعا کنه که درس نخونه و امتحانش رو بیست بگیره و اصلا جور در نمیاد. با قواعد نظام بشری جور در نمیاد. شما میتونید دعا کنید که توفیق صبر داشته باشید نه توفیق اینکه بلا نازل نشه. بلا حتمیه، آزمایش حتمیه. هیچ انسان عاقلی دعا نمی کنه که من امتحان نداشته باشم، دعا می کنه در امتحانم پیروز بشم. هیچ کس دعا نمی کنه که ای کاش کنکوری نبود، همه می گن آقا ای کاش ما در کنکور بتونیم موفق بشیم. توفیقات رو از خدا بخواد. لذا در کلام امیرالمومنین (ع) اگه ما امشب می خوایم در مورد صبر صحبت کنیم مهمترین دلیلش این است که یه وقتی شب بیست و سوم شبهای قدر برای شما توفیق ایجاد نکرده باشه که ما امسال با این همه اخلاص رفتیم، این قدر اشک ریختیم، توبه واقعی کردیم، فلانی هم رو منبر گفت دیگه پاکه پاکین، آدم پاک چرا اذیتش می کنند؟ چرا بلا؟ نکنه خدا مارو قبول نکرده؟ این وسوسه شیطان و این اشتباه باید از ازهان شما خارج بشه. امسال سالی نخواهد بود اگرم خیلی سال پر برکتی باشه و دیشب اولین نفری باشی در تاریخ که در کنار امام زمان (عج) بهترین مفدرات رو گرفته باشی، فکر نکن که پایان بلاها و مشکلات است. بلا و مشکلات باید باشه تا شما با کلمه نورانی، کلمه تعالی ساز، کلمه مترقی، کلمه انسان ساز و انسانی صبر که جزء ارکان اصولی خلقت انسان است با این بتونید راه بیاید. ما دیشب که گفتیم عافیت یعنی صبر رو بفهمیم. مصل ورزشکاری که زحمت می کشه رنج می بره اما از این رنج بردنش لذت می بره چون نتیجش رو میدونه. ما نتیجه صبر رو اگه بدونیم، صبر رو اصلا بلاغی دو نیم(بلا رو بلاغی دو نیم) که حالا بخوایم بگیم اقا اتفاقی افتاده، ما رو نبخشیدن، محل ما نذاشتن چقدر من رفتم در خونه خدا عرض حاجت کردم یه چیزایی رو برای خدا بردم، انگار نه انگار. اینا تو مقوله صبر بوده. شما اشتباه کردی از خدا اینا رو خواستی.

      با این مقدمه دقیقهای من وارد بحث می شم. بحث رو از حکمت 424 نهج البلاغه شروع می کنیم. اینجوری می فرمایند اقا امیر المومنین (ع) :

 « الحلم غطاء ساتر و العقل حسام قاطع، فاستر خلل خلقک بحلمک و قاتل هواک یعقلک »

      : در صبر پرده ایست پوشاننده و عقل شمشیریست بران، پس کمبود های اخلاقی خود را با صبر و برد باری بپوشان و هوای نفس خود را با شمشیر عقل بکش.

      دعا کنم خداوند این شمشیر و این پرده رو از من بگیره؟ نمی گه دعا کن کمبود نداشته باشی، کمبود خواهی داشت. می گه دعا کن خداوند بهت یه صبری بده وقتی این صبرو بهت می ده گویا یک پرده ای انداختی روی کمبودهات. تمام کمبودهات رو این صبر پوشش می ده. صبر باعث می شه شما در زندگی از کمبود ها لذت ببری، کمبودها رو مایه ترقی بدونی، بلاها رو امتحان برای رفتن به درجه بالاتر بدونی بلا و مصیبت. آقا من شب قدر از مجلس اومدم برم بیرون همین دیشب اتفاق افتاد، یه بنده خدایی به من گفت: چقدر من رو خودم فشار اوردم، چقدر توبه کردم، چقدر داد زدم، چقدر گریه کردم، از مجلس اومدم بیرون از در مسجد خارج شدم با یه صحنه ای مواجه شدم که واقعا هنر می خواست آدم جلوی این صحنه پاش نلغزهر یه دفعه تو شلوغی صاف به صاف، صورت به صورت خوردم به یه نامحرمر یعنی کامل دیدم و چه نامحرمی. نامحرم داریم تا نامحرم. لغزید. می گفت موضوع این بود می گفت آقا چی شده؟

      این چه لجبازیه خدا با من می کنه؟ گفتم بابا این امتحانت بود، دیگه اگه همین یه لحظه رو رد کرده بودی خدا پرده اول رو برداشته بود، شیطون معلومه خیلی از اون شبت ترسیده که نذاشته تا خونه بری همون جا دم در ورودی مسجد! وقتی انسان صبر می کنه یه پله بالا می ره. آقا تو درست رو شب بیست و سوم خوندی، خیلی خب حالا از در اومدی بیرون خدا تو رو لایق دونست بزرگترن امتحان رو در مقابل تو قرار داد. ببین چکار می کنی،اگه امتحان رو رد کرده بودی، همون جا تو پیاده رو بود یه جوب نرسیده بهت می گفتن کجا رو گرفتی مشکل تو اینه که امتحان رو درک نکردی. فکر کردی خدا باهات لجه، فکر کردی خدا نمی خواد تو پاک باشی، الآن هم هیچ اشکالی نداره توبه کن، مواظب باش همین امروز فردا امتحان بعدی میاد. جلوش وایسا. صبر می خواد تو رو بالا ببره، بلا امتحانه، معنای بلا امتحانه، صبر بر بلا یعنی نمره آوردن در امتحان. توقع داری درست رو بخونی و کسی ازت نمره نگیره، امتحان نگیره؟ و عقل شمشیر بران. باصبر زشتی ها رو بپوشون، بر بلا ها مقاومت کن و با عقل هوای نفس خودت رو با شمشیر عقل بکش. صبر وعقل رو به هم پیوند بده. یه دونه سکوت، یه دونه کشتار. اینا به هم کاملا ربط داره. یعنی شما وقتی به مرحله صبر رسیدی و وقتی با اون عمل مواجه شدی و صبر کردی در حقیقت شمشیر عقل آمده و زده سر اون قسمت هوای نفست رو قطع کرده. یعنی یه تیکه از هوای نفس انسان قطع میشه خود به خود، روح الهی اونجا زنده میشه. اون وقت خواهی فهمید که خیلی می ارزید، واقعا می ارزید، آخه چه فایده داره درس بخونه هر دانشجویی، طلبه ای، دانش آموزی بهش بگن آقا تو فقط بخون کسی امتحان نمی گیره . اولا نمی خونه، ثانیا اگه خیلی هم بخواد بخونه، آقا ما خودمون رو امتحان کردیم دیگه تا امتحان نباشه آدم نمی خونه، اگرم بخواد بخونه آخرش خسته میشه، می گه خب که چی؟ هیچ کسی از من سوال نمی کنی تو چه رده ای هستی؟ من بیست ساله خوندم، یه دیپلم بهم ندادن. من دوست دارم مردم بدونن من اندازه یه دیپلم سواد دارم، اندازه یه لیسانس سواد دارم. دوست دارم خدا بدونه شب قدر وقتی رفتم اونقدر زاری کردم و اونقدر با اخلاص نشستم ومجلس رو با اون نورانیت تمومش کردم. وقتی میام بیرون دوست دارم خدا امتحانم کنه ببینه من چند مرده حلاجم. هیچ ورزشکاری برای مسابقه ندادن نمی دوه، خسته می شه می آقا یه مسابقه بذارین ما ببینیم چند مرده حلاجیم، مردم بفهمند چقدر زحمت کشیدم، بذار مردم بفهمند شب قدر من چی چی گرفتم، چی گیرم اومده.

      حکمت بعدی حکمت 419 : و قال علی (ع):

      « مسکین ابن آدم: مکتوم الاجل، مکنون العلل، محفوظ العمل، تولمه البقه و تقتله السرقه و تنتنه العرقه »

      این جوری می فر مایند: بی چاره فرزند آدم. امیرالمومنین (ع) برای من و تو افسوس می خوره، چرا؟ یکی از دلائلش اینه که ما و شما در درجه عقلانیت علی (ع) قرار نداریم. آدم عاقل کسی براش افسوس نمی خوره، چرا افسوس خوردی آقا؟ عجلش پنهان، عجل ما پنهانه. حیوانات با ما خیلی فرق دارن. حیوون خودش می دونه چقدر عمر می کنه. اصلا واسش مهم نیست چقدر عمر کنه، برا اینکه اصلا انگیزه ای برای عمر کردن نداره. حیوون داره می خوره که عمر کنه، وقتی عمرش تموم شد از خوردن راحت می شه، برا اینکه خیلی سخته براش خوردن. دائما داره می دوه برا خوردن. لذتی نمی بره که، مقامی نداره که، شهرت نداره، تبلیغات که نداره، عکس، مصاحبه کسی باهاش نمی کنه، این ور و اون ور نشونش نمی دن.لذت های انسانی که حیوونا ندارن که. حیوون همین جوری بنده خدا، بدبخت از صبح داره جون می کنه، راه می ره، می خوره. نوشته بود در بحث حیوانات آفریقا یه بسته مطالعه میکردم نوشته بود که یک تیره از گوزن های افریقا هستند در سال سی هزار کیلومتر اینا راه می رن. می شه روزی چقدر؟ روزی صد کیلومتر اینا راه می رن. این بدبخت هر وقت بخواد بمیره از خداشه، علاقه ای نداره به حیات. زندگیش غریزیه. انسان عجلش پنهانه، چرا پنهانه؟ برا اینکه انسان نسبت به این عجل انگیزه داره. اگه بهش بگن کی می میری همه چیش خراب می شه. اگه بهش بگی الآن می میری، یه سال دیگه می میری دنیا رو تعطیل می کنه، از زندگی می افته. اگه بگی صد سال دیگه می میری، بد جوری به دنیا می چسبه، میزاره برا آخر کار. دنیا رو خراب می کنه. اگه بهش بگن کی می میری زندگی خودش رو خراب می کنه. اگه بهش بگی دیر می میری، زندگی بقیه رو خراب می کنه. همین الآن بیان به من بگن تو رسما 10 سال دیگه زنده ایر شک نداشته باش من می رم تا 9 سال و 11 ماه و 27 روز دیگه، این 3 روز هم حالا برا بازیش چون 3 روز هم زیاده. یه روز بسه. احتمالا می رم هر غلطی دلم خواست می کنم.اون 3 روز هم می رم توبه می کنم، نمی شه، عجلش پنهانه بیچاره انسان. چرا بیچاره؟ برا اینکه باید خیلی کار بکشه از عقلش مراقبت کنه از نفسش. سخت شده کارش دیگه غریزی نیست. هیچ کدوم از ما غریزی بلد نیستیم نماز بخونیم، هیچ کدوم از ما ها غریزی راه عبادت رو بلد نیستیم فقط فلسفه عبادت رو غریزهای ما خودمون در یافت می کنیم، غریزه ای به خدا می رسیم. اما دفاع از خدا و پیاده کردن خدا در وجود و استفاده « نفخت فیه من روحی » که روح خدا تو وجودمون هست غریزه ای نیست که، پدر آدم درمی یاد. یه عمر تو حوزه های علمیه می گفتن که آقا نمی دونم ملا شدن چه آسان آدم شدن چه مشکل، امام (ره) آمدند فرمودند: ملا شدن چه مشکل ، آدم شدن محال است. برای محال داریم می دویم، پدرمون در اومد. بیماری هایش پوشیده، بیماری هامون هم پوشیده است. چه بیماری های جسمی چه بیماری های روحی.هنوز که هنوزه خیلی از بیماری های جسمی ما علاج نداره. همین جدیدا اعلام کرد وزارت علوم پزشکی برا همین شیراز هم اعلام کرد، گفت آقا اگه سرفه می کنید یه مرتبه و سرفتون با همین آنتی بیوتیک های عادی و احساس کردین که با سرفه کردن ناحیه حنجره ومریتون اذیت میشه، مثل اینکه دارن خش می زنن، سریع بیاید یه آزمایش بدین. گفتن چرا؟ گفت یه سلی اومده این سله رو ما نمی شناسیم، می کشه، 3 ماهه می کشه. همین سرفه عادی. سلی که ما فکر می کردیم دیگه پدرشو درآوردیم، دیگه کوش، دوباره برگشت. اینقدر بیماری های جسمی فرق می کنه تو جوامع مختلف ما نمی شناسیم. بعد بیاییم سراغ بیماری های روحی. انسان رو که اصلا نمی شه شناخت. هر کسی یه لمی داره. روانشناساش گیر کردن. تازه آمار خود کشی تو دانشگاهها رو من دیشب نگفتم، گفتم محیط علم دیگه زیر وسال می ره. آمار کمی نبود. روانشناسا گیر کردن. آمار فساد اینا مشکلات روحیه. تو فکر کردی که صد در صد مفسدین جامعه ما اینا مشکل شهوانی دارن؟ نه اینا اتفاقا 95 در صدشون غیر کارشناسی دارم می گم، بالا 90 در صدشون مشکل روحی دارن. این یه اتفاقی افتاده وگرنه ما ها انسان ها طوری خلق نشدن بدون دنبال شهوت،اون هم تو مملکت شیعه. مشکلات مختلف، مشکل علمی ما حالا این مشکل روحیه. مشکلات پیچیده و ناشناخته باز چرا؟ برا اینکه به تو داره می گه یه قضیه ای این آخر کار امیر المومنین (ع) می خواد بگه تموم مشکلات رو داره برات بیان می کنه. برا اینکه خیالت راحت کند که شب قدر دعات هدر نرفته باشه. اگه همچنین دعایی کردی همین الآن بیست و چهارم بهت دارم می گم اشتباه کردی. اصلا فکرشو هم نکن. انگار نکردی. به خدا بگو این حرف هایی که ما زدیم مثکه ظاهرا یه کم چرت و چرت بوده، تو بی خیال شو. همون خوباشو بگیر. اعمالش همه نوشته می شه. کدوم حیوونه اینطوریه؟ همش نوشته می شه. تک تکش. نمی دونم والا به خدا بیکارن این فرشته ها؟ ریز تاریز و از طرفی هم واقعا ما چقدر ارزش داریم، خداوند دو تا فرشته رو مراقب ما گذاشته، چقدر ارزش برا ما قائل شده، چقدر خدا برا ما ارزش قائل شده. 2 تا فرشته. مواظبش باشید دقیقا خواب می بینی می دونی از نظر علم اخلاق برای خواب دیدنت تفسیره. یعنی خواب هایی که تو می بینی علم اخلاق میاد بهت می گه که آقا خواب هایی که تو می بینی خیلی هاش منشا اخلاقی داره. خوابتم بررسی می کنن. خواب دیدی ها، گرفتی خوابیدی، بهت می گن آقا چرا همچی خوابی دیدی؟ اون روز می گه که آقا من خواب دیدم که فلانی رو کشتم.می گم تو یه مشکل داری، آدم دیونست مگه خواب ببینه یکی رو کشته، یه گیری داری ببین چته، نکنه اهل تهمتی؟ گفت: اه آره یه زمانی بهش تهمت زدم. گفتم دیدی پس خوابتم گناه داره. پشه ای او را آزار می رساند یه پشه. یه پشه باشه نتونی بکشیش تو یه محیطی پدرتو در میاره تا صبح. از خواب می افتی می بینی او و فلان و اینها هر چی پشه می خواد بزنه. اصلا حالیشون نمی شه. فوقش یه دمی تکون بده، همین طوری داره می خوره. پشه انسان رو آزار می رسونه. می دونید که نمرود با یه پشه کشته شد. یه پشه رفت تو دماغش رفت از اینجا بالاتر، سمت سینوساش اونجا گیر کرد چرک کرد باد کرد کشته شد. پشه می خواست خدا ثابت کنه ها. پشه رو اصلا ندیدا. چشمش از نیم متری دیگه پشه رو نمی بینه، همین اومد ترتیبشو داد. بزرگان ظلم در تاریخ به قدری تحقیر آمیز کشته شدند. هیتلرخودش خودشو کشت با نهایت تحقیر نرن زنش یه دونه سوزن ورداشت، آلوده کرد سوزن و آروم زد تو پاش. اون یکی دیگه همین طور. آتیلا دختری که معشوقش بود در غذاش زهر ریخت یه دختر بچه کشتش. چنگیز همین طور. بزرگان ظلم تاریخ اونای که انا الحق می گفتند و ادعای خدایی می کردند، خدا اثبات کرد شما انسان ها از همه ضعیف ترید. عمرا یه پشه بتونه یه گربه رو بکشه. سیستم دفاعی حیوانات خیلی خیلی قوی تر از من و تو هست خیلی قوی تر. الآن بنده و یه گربه رو دو تایی بردارید از طبقه دوم بندازید پایین، من از اینجا با بران کارد باید برم، گربه هم قشنگ یه این طوری می کنه، راه می افته می ره. از گزبه ضعیف تر هم موش، بندازیم پایین موشم هیچ چیش نمی شه. می دونید که هیچ چیش نمی شه. دست و پای موش نمی شکنه. به این راحتی از این بالا بندازش پایین، همچی قشنگ نرم می یاد پایین حرکت می کنه. مورچه نسبت به همه حیوانات تو را ضعیف تر آفریدیم. همه خلائق، چرا می گی موش؟ مورچه رو از اینجا بنداز پایین اگر چیزیش شد؟ مورچه اگه از دویست مترهم بیفته هیچ چیش نمی شه نه دستش می شکنه نه هیچ نه ضربه مغزی می شه که گیج و ویج بزنه، هیچ راحت میاد پایین یه بو می کشه راه خونشو پیدا می کنه می ره مستقیم. میگه آقایی که تو بیابون گم شدی بگرد دنبال مورچه ها. مسیر رفت و آمد مورچه ها در بیابان، سمت و سوی جغرافیا یش دقیق از اونا یاد بگیر. خونه موریانه رو نگاه کن ببین چه جوری در خونشو ساخته، این پشت به باد تو کدوم منطقه است. تو جهت یابی این بحث ها رو داریم. وقتی نگاه می کنیم می بینیم بابا ما خیلی ضعیفیم نسبت به حیوانات. خیلی ضعیفیم حالات روحی حیوانات. اعتماد به نفس یه حیوون رو نگاه کن، هیچ انسانی این اعتماد به نفس رو نداره در دایره غریزه خودش اعتماد به نفسش قویه نمی ترسه.اگه گربه از سگ فرار می کنه، نمی ترسه غریزشه. دستور داره بهش می ده ترس در وجود حیوانات نیست. چون عقل اونا اصلا به این چیزا نمی کشه. تو ضعیفی جرعه ای گلو گیرش شده و او را از پای در می آورد. یه جرعه، یه تیکه غذا، اگه داری غذا می خوری یه استخون ماهی گیر کنه اینجات می شه قبل از اینکه بغل دستیات بفهمه خفه شی بمیری. یه جرعه آب خورد یکی از رفیق های ما خدا رحمتش کند دانشجوی مهندسی هم بود، تهران یه جرعه آب خورد آب زد تو ریه اش نمی دونم چی شد سرفش گرفت، خندش گرفت، رفت تو ریه اش تا رسوندنش به بیمارستان مرد. با یه جرعه آب مرد. این ضعف انسان و عرق کردنی او را بد بو سازد. همین بدنی که اینقدر بهش میرسه فلان می کنه یه دور بزنه بره برگرده خودش هم نمی تونه خودشو بو کنه. اینا یعنی چه؟ یعنی این ضعف ها ذاتیست. ضعف ذاتی را نمی شود با دعا بر طرف  کرد. برو دنبال یه چیزه دیگه بگرد. برو یه چیز دیگه رو از خدا بخواه. ضعف های ذاتیت رو نمی تونی با خدا یه جوری جمع و جورش کنی. ببین امیر المومنین (ع) آدم تعجب می کرد یه انسان 1400 سال پیش این فکرا چطوری به زهنش می رسه اینقدر عقلانیت که ما این عقلا رو نداریم همین الآن افتخار بزرگ بالا ترین حکمای ما این است که میان می گن آقا ما فلان خطبه نهج لابلاغه رو فهمیدیم.

فهمیدیم کانت که فیلسوف مسیحیه که دیگه فکر نمی کنم الآن تو غرب یکی اندازه کانت احترام داشته باشه خیلی احترام برای کانت قائل اند غربی ها، تو مقدمه اش می نویسه که من هر چی فهمیدم از یک جمله امیر المومنین (ع) بود. یه مقدمه ای بر چاپ های سوم چهارم کتابش داره. چاپ های اولش نیست بعد خیلی استقبال می شه می گه هر چی فهمیدم این بود.

گاندی می گه که آقا من هر چی کردم از یک شعار حسین بود. اینا مال 100 سال پیش، اینا مال امروز ما هستند. همین الآن امام، امام افتخار می کنه می گه که مفتخرم که فقه جعفری رو فهمیدم حالا فهمیدم اگه اینا نبودند این کلام واقعا برای اون زمان خیلی سنگین بود. بعضی وقت ها من و تو یه کم پر توقعیمونه می گیم آقا علی حرف می زده مردم نمی فهمیدند، خوب نمی فهمیدند خیلی سطح فکری مردم پائین بود الان من دارم حرف می زنم همین هم من دارم شرح می دم برای شما، نه من می فهمم نه شما خیالتون راحت باشه. ما داریم وظیفمون رو انجام می دیم. اگر نگاه، نگاه بالایی باشه کلام علی رو باید خود معصوم بیاد تفسیر کنه ببینه چه خبره. برا همین کلام حالا بعضی از بزرگان شرح نوشتند که فکر نکنم کسی از شما بفهمه. همین چیز های عادی بهتون گفتم الآن برو ببین علامه جعفری برا اینا چی چی می گه. همینجوری نگاه می کنی، چشات از حدقه می زنه بیرون. اینا چی چیه دیگه ببین از توش چه چیزایی بیرون می کشه توصیه هم نمی کنم که  برن چون فلسفه کلام. آدم با فلسفه آشنا نباشه اصلا سودی براش نداره. این تفسیر همین تفسیر آقای مکارم پیام امام رو خیلی جامع تر و عامیانه تر و بهتره اگر خواستید به تفسسیر نهج البلاغه رجوع کنید. البته پیام امام 3 الی 4 جلدش اومده یعنی برای من که آمده 3 الی 4 جلدش رسیده هنوز خیلی کار داره یعنی سه چهار جلد هنوز یه خطبه هم نشده سه جلد به این قطراین کلام امیر المومنین (ع) چرا؟ چون علی (ع) اهل فکره، علی چشمش چشم بصیرته. علی (ع) ظاهر و باطن عالم رو می بینه، علی (ع) عاقبت عالم رو می دونه. علی (ع) جزء کسانی است که می فرماید خدا بهشون رحم کرده می داند از کجاست در کجاست و به کجا می ره. علی (ع) حرف الکی نمی زنه. کار الکی نمی کنه عمرش هم هدر نمی ده، از خدا هم توقع زیادی نداره. آقا ما شب قدر اومدیم 10 تا حاجت گفتیم خدا محل نذاشت. مرد حسابی ببین علی (ع) که امامه شب قدرش از تو خیلی بهتره چند تا تونسته از این بلا ها فرار کنه اگه خدا قرار باشه انسانی که دوست داره رو از بلا دور کنه چرا چهارده معصوم ها یه روز خوش ندیدند؟ مگه نگفت من تمام دنیا را بخاطر فاطمه (س) خلق کردم. آیا فاطمه زهرا (س) حتی یک روز خوش دید؟ پس معلومه دوستش داره اگه پاک شده در شب قدر اگه بخشیده شدی اگه تعالی پیدا کردی فا نتظر البلاء منتظر بلا باش از امروز شروع می شه. پس باختیم کاش نیومده بودیم. نه نباختی قربونت برم برای تو مایه ترقیته، یه کم صبر کن می گن الجنه محنوف با المکاره اگه بهشت می خوای پیچیده شده به سختی ها این فقط مال اولشه یه کم صبر کن بعد خواهی دید اگه تو بر بلای فقر صبر کردی به لذت فقر می رسی. اگه بر بلای دشنام شنیدن صبر کردی، به لذت دشنام شنیدن می رسی. اگر بر بلای روزه صبر کردی به لذت روزه می رسی. تمام این بلاها یه لذتی بهش پیچیده شده ان مع العسر یسرا با هر بلا یدونه لذتیه فقط باید صبر کنی. حکمت بعدی: دهه آخر ماه مبارک رمضان آقا رسول الله توی این دهه بسترشون رو جمع می کردند. یعنی شب های قبل تا شب بیستم شب ها می خوابیدند یه مقدار شب های بلند می شدندالبته یه مقدار بیشتر از یه مقدار. ولی تو این دهه دیگه کلا بستر رو جمع می کردند. بر خلاف ما که شام غریبان آقا امام حسین (ع) پایان مصیبت هاست در صورتی که اول مصیبت هاست کل یوم عاشورا شروع می شه و شب بیست و سوم به بعد اول گرفتن مقدرات و امضاها و شب عید فطر از همش مهمتر روایتی که برای شب عید فطر داریم خدمتتون روایت برای شب قدر هم نیومده از همش مهمتر ما دیگه می گیم این آخر دیگه ولیم، دیگه به روزه هم عادت کردید دیگه الآن اصلا احساس گرسنگی و تشنگی هم نمی کنید بدنتان ساخته با روزه، روزه رو احساس نمی کنی. عبادتا هم که دیگه ول شده دیشب هر چی می خواستن به من بدن، دادن دیشب. دادن اما امضاش تو این شش هفت شبست لذا باید طراوت خودتو بتونی حفظ کنی. البته این که می گم سخته من خودم امشب با زور اومدم یعنی واقعا خسته است، آدم عبادت زیاد خستگی میاره. مخصوصا که دیگه یه سری افراط ها می کنیم من که دیشب عرض نکردم. مثلا آقا حالا شبای دیگه هر چی می کردی، تلویزیون می خوای نگاه کنی یه چیزی باشه آدم به داد آخرتش برسه نیست تو این شبا هیچ چی به درد دنیای آدم نمی خوره تو هر کانال بزنی یه آخوندی داره حرف می زنه یکی داره می خونه خوب بابا اینجوری این افراط ایم افراطه والله. افراطه به خدا قسم من شب بیست و سوم یه دونه سی دی فیلم سینمایی گذاشتم نگاه کردم یه کم روحیه گرفتم، هر کانال می زدی آخوند. بابا آخوند که صبح تا شب داریم می بینیم دیگه آخوند می خوام چی کار کنم. افراطه. اینم افراطه از این ورم که می یایم دهه محرم نمی شه تلویزیون روشن کنی بابا من خودم از صبح تا شب دارم می خونم، دهه محرم دیگه حالا بیا پای تلویزیون هم بشینم مداحی نگاه کنم. یه ساعاتی یه دوتا کانال باشه برنامه ریزی باشه هر کانالی می زنی یکی گریه بابا ول کن ترکیدن مردم. نمی دونم این چه بساطیه نمی دونم چه عقل روانشناسی بر سیستم فرهنگی مملکت ما حاکمه. البته شاید کلمه رو کلا اشتباه گفته باشم عقل. بله بگذریم. شما فعلا جواب حرف های دیشب منو بدین به مردم و مسئولین حالا امشب رو ولش کن. می گم، ما یه دوتا کلام حرف می زنیم دور و ورای ما پایین همین طور دارن تو سرشون می زنن وای بیچاره شدیم، از فردا دیگر باید هی جواب بدیم به مردم. جواب بدید آقا. دین همینه دین یعنی چه؟ ان الحیاه عقیده. عقیده رو من می گم جهاد دشمن با شما. تموم شد رفت. حکمت بعدی حکمت  418 که یک جمله خیلی مهم داره و کوتاه: و قال علی (ع): «الحلم عشیره»حلم خوشایند است. اولا یه فرقی است بین صبر و حلم. حلم کلمه ای است که صبر زیر مجموعه آن است. حلم عبارت است از صبر همراه با عقل. صبر تنها یعنی صبر. اگه الآن شما از در رفتی بیرون یه کسی به نا حق به تو فحش داد و دیدی این فحش فقط به تو برنمی گرده به شخصیت حقوقیت هم داره توهین می شه، به ارزشتم داره توهین می شه از طرفی این شخص وقتی به تو فحش داد و رفت و برخوردی ندید به بغلی هم فحش می ده، پس به مردم هم داره توهین میشه. اینجا اسم این کلمه حلم نیست صبره. صبر کردی این صبر ارزشی نداره. ارزشی نداره حکم یعنی اینکه عقلت بهت دستور بده صبر کنی نه ضعفت و تعبدت. بعضی وقت ها بعضی از ما ها ضعفمون صابرمون کرده. صبر می کنیم چون گردنمون کلفت نیست، زور نداریم صبر می کنیم. تو تاکسی نشسته پولشو زیادی می گیرن. تا راننده تاکسی بیشتر بگیره نگاه می کنه به هیکلش اگه ببینه هیکل اینطوری سیبیل اینطوری می گه آقا قابل نداره، چاکر شما هم هستیم. میاد بیرون می گه «الحمد لله الذی جعلنا من الصابرین» خدا یا شکر که ما صبر کردیم نه داداش بگو «الحمد لله الذی جعلنا من الخائفین و البی عرزگین». تو داری ظلم می کنی به جامعت این صبر ارزش نداره. حلم یعنی صبری که همراه با عقلانیت باشه، عقل به تو دستور بده الآن جایگاه، جایگاه صبر کردنه. این می شه معنای حلم. بعد می گه وقتی به حلم رسیدی «الحلم عشیره» حلم جزء خانواده توست. شب قدر دعا کردی که خداوند یکی از اعضای خانوادتو بکشه و ببره ممکنه اصلا خانواده چکار می کنند برای انسان، خانواده 1 پناه انسان هستند یعنی انسان از صبح تا شب که پدرش در میاد شب خیالش راحته می گه می رم خونه آرامش دارم، رختخوابی دارم می خوابم، غذا می خورم، چای می خورم، خستگیم در می ره. پناهه. 2 خانواده باعث شخصیت دادن به تو هست بچه های مجرد در جامعه اون قدر که یک متاهل اهمیت و اعتبار داره مجردا ندارن و یکی از دلایلی که بعضی از پسرا این اشتباه از اشتباهای پسر هاست زود اقدام به ازدواج می کنند احساس کمبود است در تجرد اینو بدونید یکی از غلط های ازدواج اینه طرف احساس می کنه تا متاهل نشه کسی جدی نمی گیردش. با این انگیزه ازدواج کردن یعنی شکست، رسما یعنی شکست. انگیزه های ازدواج از انگیزه های دیگه است الآن بحث، بحث ازدواج نیست. ولی اینو بدونید انسانی که خانواده نداره از اون درجه اهمیت در جامعه برخوردار نیست نگاه نکن متاهلین و مثلا اینا اون ور می گن خوش به حال مجردا اینا الکی می گن، الکی می گن. اینا به قول معروف فیلشون کجا خوش به حال مجردا الاف بیکار خاک بر سر به چه درد می خورد، آقا این یعنی چه؟ میگه جزء خانوادته بهت قوام می ده، بهت جایگاه می ده، بهت شخصیت می ده صبر. انسان حلیم انسانیست که اصل و نسب داره، انسانی که زود از کوره در می ره، انسانی که با حلم هیچگونه تناسب و نسبتی نداره در حقیقت خودش خودشو انسان پست و بی ارزش و بی مقداری کرده که در جامعه هم اهمیتی نداره. این انسان هم در جامعه توجهی بهش نمیشه. فلانی سر به سرش نذار یا بهش بگی بالا چشمت ابرو هست بهش بر می خوره بعد هم فکر می کنی همین ابهت مردم می ترسن. از چی می ترسن، از کم صبری تو می ترسن، مردم تو رو احمق می دانند که به این احمق نزدیک نمی شوند می گن عقل نداره، حلم منشاش عقله. مردم نمی ترسن تو چی هستی که ازت بترسن. یه الف بچه تو خونه بعضی ها می گن مثلا 12 سالشه، 14 سالشه، 16 سالشه می گه پدر و مادرم تو خونه از من حساب می برن. هر چی بگم نمی گن نه، می گم تو مطمئنی که این حساب بردن، یا اونا تورو بچه ای می دونن که ارزش جر و بحث کردن نداری، حلم نداری تو این دومین خصوصیت یعنی انسان با پیوند به خانواده، به خانواده نسبت پیدا کردن انسان قوام می گیره، انسان شناخته می شه فدای      فلان خانوادست، خونشون فلان جاست، متاهله این دو تا حسن. سومی: خانواده جایگاهیست که انسان تکثیر می شود. وقتی انسان در خانه حلم قرار می گیره، فضائل اخلاقیش تکثیر می شه. حلم براش فضائل اخلاقی میاره. چه بسا کسانی که شب هایی از سال چله ها گرفتند، سال گرفتند و شبی صد رکعت نماز خوندند. به جایی نرسیدند و خسته شدند و چه بسا کسانی که در مقابل یک واقعه اخلاقی یا یک واقعه اجتماعی یا یک برخورد تند، خودشون رو نگه داشتند. عقلشون بهشون دستور داد که تو اینجا اگر صبر کنی ضرر به هیچ کس نمی رسه و خودت سود می کنی. صبر کردند، رفتند و به همه جا رسیدند. چه بسا بنیان هایی که از هم پاشیده شد برا اینکه من و تو صبر نکردیم. چه بسا خانواده هایی که تا طلاق و طلاق کشی و کتک کاری و فحش و قتل و نزاع دسته جمعی رفتند برا اینکه من و تو صبر نکردیم، حلم نداشتیم. تکثیر فضائل وقتی حلم میاد بقیه فضائل خود به خود میاد. حلم میاد، آرامش هم میاد خود به خود الآن اثبات می کنه امیر المومنین(ع). حلم که میاد آرامش هم میاد، حلم که میاد ان صلوه سبر و الصلوه به هم گره خورده در آیه شریفه قرآن می فرماید: واستعینوا با لصبر و الصلوه، نماز تو هم نماز زیبایی می شه، نمازی که باید کمکت کنه. ان الصلوه تنهی عن الفحشاء و المنکر آقا چی شده این همه نماز خوندیم اصلا هیچ چی شد؟ می گه نه. اینکه می گه نماز اون یکی دیگر آیه رو بذار بغل دستش واستعینوا با لصبر والصلوه، واستعینوا با لصبر. اول صبر، خیلی حرفها می گه آقا الصلوه عمود الدین، صلاه اصل دینه و داره می گه چی واستعینوا با لصبر قرآن که الکی حرف نمی زنه، دنبال قافیه که نمی گرده. وقتی می گه واستعینوا با لصبر در واقع داره تقدم برا ما مشخص می کنه 1 صبر2 صلاه این نماز ان الصلوه تنهی عن الفحشاء و المنکر اگر انسان آدم حلیم و صبوری باشه نمازشم فرق می کنه. وقتی میگه نمازشم فرق می کنه می دونید که در برخی از آیات قرآن، نماز استعاره از کل عبادات است یعنی در حقیقت یک نشانه است برای کل عبادات وقتی می گه نماز یعنی عبادات معنای دیگه ای داره، معنایش معنی دعاست برخی جاها مفسرین در همین آیه فرموده اند: منظور از نماز اینجا عبادت است واستعینوا با لصبر و کل عبادات اول صبر. لذا امیر المومنین(ع) در کلامشون می فرمایندکه: صبر برای اخلاق تو و برای دین تو مانند سر است در بدن تو. بدن بدون دو تا دست و دو تا پا و یه دونه کلیه و یه دونه حتی قلب اصلا بدن بدون قلبم می شه یه جوری آدم زنده نگهش داری ولی سر رو که بر بدندیگه هیچ کاریش نمیشه کرد پیوندم نمیشه بزنی تموم به محض اینکه می گن آقا رگ حیات. رگ حیات اینه. اینکه قطع شد، شما هیچ کاری دیگه نمی تونی بکنی چون این دیگه قابل پیوند زدن نیست. ثانیه ای صدم ثانیه قطع شد تموم. تموم. اگه خواستید آدم بکشید یادتون باشه قطع بشه تمومه یعنی ورید رگ حیات که بزنی هیچ کارش نمی شه کرد، مرد تموم شد. این می شه چی صبر وقتی تو صبر نداری دیگه دین چی دست و پای خالی آخر به چه دردی می خوره، حالا دیدین آدم بدون دست و پا و بدون کلیه و بدون همه چی دیدیم آدم بدون سر تا حالا نیومده جلو ما رد بشه آقا سلام علیکم. دیدین تا حالا؟ تو وقتی صبر نداری چگونه ادعا داری میگی بسم الله الرحمن الرحیم من دین دارم؟ همان قدری که انسان بدون سر الآن شما در ذهنتون مجسم کنید از جلوتون رد بشه بگه سلام الیکم خنده داره، انسان بدون صبری هم که بگه من دین دارم خنده داره. اون وقت از خدا بخوایم صبر نداشته باشیم یعنی خدایا بیا سر دین ما رو بزن.

        در حکمت بعدی آقا امیر المومنین(ع) یک تقسیم بندی برای صبر داران که البته می دونید چون بحث صبر ما قبلا کامل گفتیم. تقسیم بندی که الآن امیر المومنین داره می گه با اون تقسیم بندی که من قبلا خدمتتون عرض کردم که الصبر ثلاثه الصبر علی معصیه والمصیبه والطاعه یه مقداری تفاوت داره دقت بفرمایید الصبر صبران. صبر علی ما تکره و صبر عما تحب منه دوتاست 1 صبر بر آن چیزی که خوش نمی داری و صبر بر آن چیزی که خوش می داری این فرق کرد با اون قضیه یعنی خیلی عام تر، عمومی تر و از درجه بالاتر امیر المومنین(ع) نگاه می کنه 1 خوشم نمی یاد صبر کن عسی ان تکرهوا شیئا و هو خیر لکم. این یک صبر 2 دوست دارم عسی ان تحبو شیئا یعنی اومده امیر المومنین(ع)مسائل اجتماعی و دینی و اخلاقی عالم رو به دو گروه تقسیم کرده یه عده از مسائلی که ما می دونیم خوبه دوست نداریم این صبر براش خیلی لازمه. یه عده از مسائلی که می دونیم بده ولی دوست داریم اینم صبر لازمه یعنی خیلی وقت ها می شه من و تو در یک اتفاقی صبرمون در بدی ها فقط آزمایش نمی کنن در خوبی هام آزمایش می کنند. صبر در خوردن، صبر در شهوت های حلال در حلال صبر کردن، صبر در تقسیم، صبر در عدالت، صبر در خیلی از چیز های شیرین. مادرت زنگ زده سلام علیک سلام، مادر شنیدم شدی رئیس اداره  کارگزینی فلان اداره. میگه بله، این پسر خالتو که می دونی اینجا پدرمو در آورده این پسر خالت الآن میاد یه کاری بده دستش. خیلی دوست داری حرف مادر باید آدم اطاعت کنهخیلی دوست داره دیگه خاله هم که می شناسی خودت که از دو جهت پهلوش گیری یکی که خالته یکی هم که دختر خاله داری الآن باید چکار کنی؟ می فرمایند بر آن چیزی که دوست داری صبر کن ببین این میشه صبر علی تحب بر آنچه دوست داری علی ما تکرهو اونم که دوست نداری که معمولا عبادت ها، طاعت ها، گذشت ها، ایثارها رو دوست نداری باز تو پرانتز بهتون می گم تمام اینا اولش، بعدش جای تو هست با تکره عوض میشه یعنی بعد تو از عدالت لذت می بری، از بی عدالتی بدت می یاد این فقط مال اولشه این مژده رو برای تمام عبادت های اخلاقی خدمتتون می دم تجربه کردید یه عده اش رو، بقیه اش هم رو تجربه کنید. شهوت رانی رو ترک کردن اولش سخته بعد لذت می بره انسان. صبر داشتن اولش سخته بعد لذت می بره، نماز خوندن نماز شب خوندن اولش سخته بعد اصلا نمی تونه بدون نماز شب انگار دارن میخش می زنن. شب اصلا نمی تونه تحمل کنه عدالت کردن همین اولش سخته بعدش آدم لذت می بره تمام مسائل و تمام مصیبت ها حتی اخلاقی فقط و فقط اولش سخته بعدش دیگه ساده می شه.

با تشکر از برادرم محمد

 

|+| نوشته شده در  یکشنبه 26 شهریور1385 ساعت   توسط زهرا  | 

نماز
قل ان صلاتي ونسكي ومحياي ومماتي لله رب العالمين ،لا شريك له وبذلك امرت وانا اول المسلمين:

بگو همانا نماز وتمام عبادت و زندگي ومرگ من همه براي خداوند پروردگار جهانيان است شريكي براي او نيست وبه همين دستور يافته ام ومن نخستين مسلمان هستم .

  منبع :  سوره انعام،آيه 162 و 163
|+| نوشته شده در  شنبه 25 شهریور1385 ساعت   توسط زهرا  | 

تبریک
mahdi

میلاد منجی عالم بشریت مبارک باشد.

|+| نوشته شده در  جمعه 17 شهریور1385 ساعت   توسط زهرا  |