تبليغاتX
ریحانه شیراز

پایان نامه دانشجویی

فصل اول : خصلتهاي مثبت انسان

انسان خليفه خداست : قرآن مكرر به مساله جانشيني انسان اشاره فرموده و مقام جانشيني خدا بزرگترين مقام براي انسان است و ضمناً‌ به ما مي فهماند كه مالك اصل همه چيزها خداست و انسان تنها نماينده و مجاز و مأذون از طرف اوست و در تصرفاتش استقلال ندارد و بايد زير نظر و در حدود اجازه صاحب اصلي باشد (( اني جاعل في الارض خليفه ))1 خداوند به فرشتگان فرمود: من در زمين براي خود جانشيني قرار خواهم داد. البته بايد دانست كه همه انسانها بالفعل خليفه خدا نيستند بلكه در سرشت انسان استعدادي قرار داده شده است كه بتواند خود را به چنين مقامي برساند آن چنانكه بزرگان انبياء و اوليا خدا رسيدند و خلفاء الله في ارضه شدند.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در  یکشنبه 27 آبان1386 ساعت   توسط زهرا  | 

بخش اول

انسان در قرآن

|+| نوشته شده در  یکشنبه 27 آبان1386 ساعت   توسط زهرا 

مقدمه4

ج ) دين يهوديت: دين يهوديان زادگان عبريان باستان است و بروحي استوار است كه در كوه سينا بر موسي الهام شد بنابراين يهوديت دين نبوي و نمونه كلاسيك دين الهي است يهوديت 3 ستون اصلي دارد كه عبارتند از: يهوه ( خدا ) ميثاق، تورات. يهوديت دين توحيدي است و بر اين باور است كه دينداري بجز وفاداري به ميثاق و پيمان بسته شده با خداوند و اجراي احكام الهي چيز ديگري نيست عهد عتيق كتاب مقدس دين يهود است. اين رساله با هدف مقايسه انسان در اين سه دين در سه فصل تنظيم شده است در فصل اول انسان در قرآن بررسي مي شود در فصل دوم انسان در عهدين بررسي مي شود كه در هر مورد ويژگيهاي مثبت انسان و ويژگيهاي منفي انسان و كمال يابي انسان مورد بررسي قرار مي گيرد. پس از آن در فصل سوم نوبت به مقايسه اديان مزبور مي رسد كه در اين مقايسه جنبه هاي مشترك و غير مشترك اين سه دين در مورد انسان بررسي مي شود. و در پايان فصل سوم با توجه به مطالب بيان شده به يك نتيجه گيري مي رسيم كه كدام دين نظر دقيق تري نسبت  به انسان دارد و با توجه به مطالب بيان شده به يك نتيجه گيري مي رسيم كه كدام دين نظر دقيق تري نسبت به انسان دارد و با توجه به اين مطلب به اين نتيجه مي رسيم كه كدام دين دقيق تر است.

|+| نوشته شده در  دوشنبه 7 آبان1386 ساعت   توسط زهرا 

مقدمه3

ب ) دين مسيحيت: آغاز پيدايش مسيحيت به آموزه هاي حضرت عيسي باز مي گردد اين دين اساساً توحيدي است مسيحيت داراي سه فرقه اصلي كاتوليك رم، ارتدكس شرقي و پروتستان و چندين فرقه فرعي است كه هر يك از اين فرق اصلي و فرعي اختلافات فراواني با هم دارند اگر چه همه اين فرق اعتراف دارند كه ريشه آنها از كتب عهد عتيق و عهد جديد و تا حدودي از فرامين اوليه و اعلاميه هاي كليسا است معذلك در مورد موثق و صريح بودن اين منابع اختلاف نظرهايي وجود دارد بسياري از متكلمان مسيحي بر اساس تحريفاتي كه از انجيل مقدس به عمل آمده بود انسان را موجودي آلوده به گناه مي دانستند به گمان اين متكلمان آدم و حوا با ارتكاب به گناه همه انسانها را آلوده كرده اند و همه افراد انساني نيز بنا به سرنوشت مختوم خود آلوده به گناه هستند و در اين ميان فقط عده معدودي آن هم نه به ارادة خود كه به ارادة خدا مي توانند از آلودگي به گناه نجات پيدا كنند بنابراين اعتقاد همه انسانها بالاجبار به گناه آلوده هستند و بايد بار معصيتي را كه اجدادشان انجام داده اند به دوش بكشند و تنها در صورتي رستگار مي شوند كه عنايت الهي شامل حال آنها شود.

|+| نوشته شده در  دوشنبه 7 آبان1386 ساعت   توسط زهرا 

مقدمه2

: الف ) دين اسلام : دين نبوي است كه نسبت به اديان ديگر جوان است ريشه پيدايش اين دين به آموزه هاي حضرت محمد باز مي گردد اسلام اصالت پيامبران ديگري همچون ابراهيم موسي و عيسي را مي پذيرد. در قرآن كه كتاب مقدس اين دين است هم به جنبه هاي مثبت طبيعت انسان اشاره شده هم به جنبه هاي منفي طبيعت انسان. قرآن هم استعدادهاي مثبت و هم استعدادهاي منفي را در وجود انسان مطرح مي سازد به گونه  اي كه اگر انسان در مسير رشد قرار گيرد يعني از عوامل رشد خود مدد گيرد استعداد هاي مثبت وجود وي شكوفا مي شود و چنانچه در مسير رشد قرار نگيرد يعني از عوامل رشد خويش مدد نگيرد استعدادهاي منفي وجود خود را از قوه به فعل در آورده و انساني كه هم نيك و هم پاك است بر اثر تعليم و تربيت صحيح جنبه هاي مثبت وجود خود را شكوفا ساخته است پس با توجه به اين مطالب مي گوييم نه اين انسان كه خوب و نيك است و نه آن انسان كه پست و فاسد است هيچ كدام از طبيعت خود دور نشده اند و تغيير و تبديلي در فطرت هيچ يك از آن دو رخ نداده است و فرق آنها فقط در اين است كه يكي ابعاد مثبت وجود خود را شكوفا ساخته است و ديگري ابعاد منفي را.

|+| نوشته شده در  دوشنبه 7 آبان1386 ساعت   توسط زهرا 

مقدمه1

در اين رساله سعي بر اين است كه ماهيت انسان در قرآن و كتب عهدين مورد بحث و مقايسه قرار گيرد. اما به راستي شناخت انسان چه ضرورتي دارد؟ شناخت انسان راهي است براي شناخت خدا با شناخت صحيح انسان و ابعاد گوناگون وجود اوست كه مي توان به بهره برداري صحيح از استعدادها و ارضاي درست نيازهاي او پرداخت. بدون شناخت انسان مساله اساسي تربيت به حل و فصل نهايي خود نخواهد رسيد. بدون شناخت انسان نمي توان تكاليف و وظايف او را مشخص كرد بدون شناخت انسان هيچ نظام حقوقي سياسي اقتصادي و خانوادگي صحيح قابل ارائه نيست. عنوان اين رساله مقايسه انسان در قرآن و كتب عهدين است. هدف نهايي از اين رساله اين است كه كدام يك از اين سه دين بهتر است و براي رسيدن به اين هدف ببينيم كه كدام يك از اين سه دين نظر بهتري دربارة انسان دارد. در اينجا بهتر است يك معرفي اجمالي از اين سه دين به عمل آيد

|+| نوشته شده در  دوشنبه 7 آبان1386 ساعت   توسط زهرا