تبليغاتX
ریحانه شیراز

پایان نامه دانشجویی

آیه الله بهجت
دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند واندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند 
یادیش بخیر، چه سحرهای دل انگیزی بود، کوی ارگ و مسجد خانم و نمازهای لاهوتی صفای شیدایتان و کهف ولائیان آیه الله العظمی بهجت(ره). سحرهای تاریک که دوستداران آن مرجع پارسا از این سو و آن سو می آمدند تا از فیض حضور آن خورشید مشکفام بهره مند شوند،پیش از طلوع خوشید جهانتاب، نور وجود بهجت آور او دلهایشان را روشن می ساخت.
یادش به خیر! آن وقتی که با تمام وجود می گفت: «ایاک نعبد و ایاک نستعین».حقیقت آن است که بگوئیم تمام وجود او یکپارچه استعانت از خدا بود و پرستش.یادم می آید هنگامی که می گفت: ما را به راه راست هدایت کن تمام وجودش التجاء و التماس به خدای بزرگ بود و آن هنگام که می گفت ما را از راه گمراهان دور ساز گویا زبانه های آتش را می دید و از ژرفای جان فریاد غیرالمغضوب علیهم ولاالضّالین سر می داد.
همیشه آرزو داشتم تمام نمازهایم را با دو رکعت نماز صبح او عوض کنم.با خدا نجوا می کرد و براستی که هنگام نجوا در این دنیا نبود؛ در عرش اعلی سیر می کرد، به معراج می رفت و به سوی "کان قاب قوسین اوادنی" پر می کشید.
و اینک این نماینده حجت خدا از میان ما رخت بر بسته است . 
و فقدان استوانه ای از اوتاد زمین، عیش ما را بی برکت ساخته است. 
دیگرکجا شویم؟ به کدامین سو رویم؟ 
صبر بسیار بباید پدر پیر فلک را 
تا دگرمادر گیتی چو تو فرزند بزاید 
امید آن داریم که «ولی الله الاعظم» این مصیبت جانکاه را آسان سازد و خداوند سایه دیگر عالمان و استوانه های مذهبی را بر سر ما مستدام دارد. 


|+| نوشته شده در  دوشنبه 28 اردیبهشت1388 ساعت   توسط زهرا 

ایام فاطمیه

ایام فاطمیه که می رسد،دلهای عاشق و بی قرار،سرود غم می خوانند و منظومه ی اندوه می سرایند.وقتی یک بوستان،خزان زده شود؛وقتی یک گل پرپر گردد و بلبلی به هجران گل مبتلا شود؛چه می ماند جز فصل نالیدن و موسم گریستن؟

فاطمیه همان فصل و موسم است.نام فاطمه از تار دلها نوای غم بر می آورد.یاد زهرا(س) واژه های محزون و غربت زده را به غمنامه تبدیل می کند.

هر چند ایام فاطمیه،داغ ما تازه می شود،اما مرور بر این فهرست غم،ما را به فاطمه(س) نزدیکتر می کند.جانمان جرعه نوش زمزم ولا می شود.قلبمان شفافیت زهره ی زهرا را بهتر لمس می کند.گریه ها شفیع ما می گردد تا در آستان عترت،عترت یابیم و قطرات اشک،در سوگ اهل بیت،ما را هم اهل این بیت می کند.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در  جمعه 18 اردیبهشت1388 ساعت   توسط زهرا  | 

13- انسان استعداد كمال بي نهايت را داراست

در سرشت انسان علاوه بر عناصر مادي كه در جماد و گياه و حيوان وجود دارد عنصري ملكوتي و الهي يافت مي شود به عبارت ديگر انسان تركيبي از طبيعت و ماوراي طبيعت ماده و معنا و جسم و جان است.

(( ثم جعل نسله من سلله من ماء مهين. ثم سوئه و نفخ فيه من روححه وئ جعل لكم السمع و الابصر و الافئده قليلاً ما تشكرون ))  پس نسل او را از عصاره اي از آب ناچيز و بي قدر آفريد. پس اندام او را موزون ساخت و از روح خويش در وي دميد و براي شما گوش و چشمها و دلها قرار داد اما كمتر شكر نعمتهاي او را به جا مي آوريد.

پس با توجه به آيات فوق ديديم كه انسان داراي عنصري ملكوتي است و اين عنصر ملكوتي باعث حركت انسان به سوي خداست كه در آيه ديگري از قرآن داريم كه شان انسان حركت و كوشش به سوي خداي تعالي است (( يا  ايها الانسن انك كادح الي ربك كدحاً فملقيه )) اي انسان تو با تلاش و رنج به سوي پروردگارت مي روي و او را ملاقات  خواهي كرد.

و همچنين در آيه ديگري بيان مي كند كه انسان  استعداد كمال بي نهايت را دارد:    

((يا ايتها النفس المطمئنه ارجعي الي ربك راضيه مرضيه. فادخلي في عبدي و ادخلي في جنتي ))  تو اي روح آرام يافته به سوي پروردگارت باز گرد در حالي كه هم تو از او خشنودي و هم او از تو خشنود است پس در سلك بندگانم درآي و در بهشتم وارد شو.

 

|+| نوشته شده در  سه شنبه 8 اردیبهشت1388 ساعت   توسط زهرا  |