در سرشت انسان علاوه بر عناصر مادي كه در جماد و گياه و حيوان وجود دارد عنصري ملكوتي و الهي يافت مي شود به عبارت ديگر انسان تركيبي از طبيعت و ماوراي طبيعت ماده و معنا و جسم و جان است.
(( ثم جعل نسله من سلله من ماء مهين. ثم سوئه و نفخ فيه من روححه وئ جعل لكم السمع و الابصر و الافئده قليلاً ما تشكرون )) پس نسل او را از عصاره اي از آب ناچيز و بي قدر آفريد. پس اندام او را موزون ساخت و از روح خويش در وي دميد و براي شما گوش و چشمها و دلها قرار داد اما كمتر شكر نعمتهاي او را به جا مي آوريد.
پس با توجه به آيات فوق ديديم كه انسان داراي عنصري ملكوتي است و اين عنصر ملكوتي باعث حركت انسان به سوي خداست كه در آيه ديگري از قرآن داريم كه شان انسان حركت و كوشش به سوي خداي تعالي است (( يا ايها الانسن انك كادح الي ربك كدحاً فملقيه )) اي انسان تو با تلاش و رنج به سوي پروردگارت مي روي و او را ملاقات خواهي كرد.
و همچنين در آيه ديگري بيان مي كند كه انسان استعداد كمال بي نهايت را دارد:
((يا ايتها النفس المطمئنه ارجعي الي ربك راضيه مرضيه. فادخلي في عبدي و ادخلي في جنتي )) تو اي روح آرام يافته به سوي پروردگارت باز گرد در حالي كه هم تو از او خشنودي و هم او از تو خشنود است پس در سلك بندگانم درآي و در بهشتم وارد شو.

